چنين عملى كرده و خواسته او را سحر كند لكن در آن وجود مبارك تأثير كرده باشد و در اثر سحر مبتلا به مرض شده باشد درست به نظر نميآيد بلكه مسلّما خلاف است چگونه ممكن است كسى كه از حيث رتبه و مقام حائز درجهاى باشد كه در باره خود چنانچه در حديث مشهور فرموده ( من نبى بودم آن وقتى كه آدم بين آب و خاك بود و از حال طفوليت كه اكثر اهل مملكتش بت پرست بودند موحّد و خدا پرست و بطريق وحى بفروع احكام دينش عارف بود و خدا را عبادت مينمود چنانچه مذهب شيعه چنين است چگونه چنين شخصيت بزرگوارى تحت استيلاء ساحر واقع ميگردد هرگز ممكن نيست
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ
در لغت ( غسق ) را دو طور معنى نمودهاند يكى سياهى وسط شب آن وقتى كه هوا بشدت تاريك گردد يا تاريكى اول شب و ديگر بمعنى سيلان مثل ( غسقت العين اذا امتلاءت دمعا و غسقت الجراحة اذا امتلاءت دما ) يعنى آب از چشم سيلان نمود وقتى پر گرديد و خون از جراحت ريزش نمود وقتى مرض شدت كرد .
و در غريب القرآن چنين گفته ( غسق اللّيل ) يعنى شدت تاريكى شب و غسّاق آن قطراتى است كه ريزش مىكند از بدن جهنّميان و بعضى كسوف قمر را غسّاق گفتهاند .
سخنان مفسرين در توجيه غاسق
( 1 )
( غاسِقٍ إِذا وَقَبَ )
شب است آن وقتى كه از پى روز درآيد و چون بيشتر فسادها مثل درندگان و هوام و حيوانات گزنده و سارقين در شب درآيند اين است كه مأمور گرديدهايم پناه به خدا ببريم از شرور و آفات بسيارى كه ممكن است در شب عارض گردد .
( 2 ) غاسق ماه است وقتى در محاق كه در آخر ماه واقع ميگردد يا موقع خسوف و حيلوله ارض باشد .
( 3 ) مقصود نظرات و مقارنات ستارگان است كه بعضى از آنها نحوست آرد