تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
جزئى نباشد لكن بر هر موجودى باعتبارى صادق آيد حتى آنكه گوئيم عشره واحده مائة واحد ، الف واحد ، پس وحدت لفظى است مشترك كه در شش معنى استعمال شده اول واحد در جنس يا در نوع مثل اينكه گوئيم انسان و فرس يكى در جنسند زيد و عمر يكى در نوعند . دوم وحدت اتصالى و آن دو قسم است يا شيئى از جهت خلقت يكى ناميده مىشود مثل آنكه هر شخص يكيست با آنكه از اجزاء بسيار تشكيل شده يا از جهت عمل و صنعت مثل آنكه گوئيم صنعت و عمل فلانى با ديگرى يكى است سوم شيئى را واحد گويند و غرض آنكه مثل و نظيرى در خلقت ندارد مثل خورشيد يا در فضيلت مثل و نظيرى ندارد مثل اينكه گويند فلانى يگانه دهر است چهارم واحد بمعنى عدم تجزى است و تجزيه نشدن اجزاء يا از جهت صلابت آن است مثل الماس يا از جهت صغر اجزاء آن است مثل نقطه پنجم واحد بمعنى مبدء اعداد است مثل واحد اثنان و وحدت در تمام اين اقسام امرى است عرضى و وقتى خدا را بوحدت توصيف نموديم مقصود اين است كه خدا را اجزاء نيست كثرت و تعدى در ذات او تصور ندارد و نظر به صعوبت فهم چنين وحدتى است كه فرموده
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
و آن وحدتى كه مخصوص ذات احديت است ديگرى به آن توصيف نميكرد و آن احد است كه مطلقا غير ذات حق تعالى به آن توصيف نميگردد ( پايان ) خلاصه وحدت اقسامى دارد ( 1 ) وحدت عددى يك ، دو ، سه ( 2 ) وحدت جنسى ( 3 ) وحدت نوعى ( 4 ) وحدت كمى مثل اينكه اجسامى در نظر گيريم و گوئيم اينها در مقدار و اندازه يكى ميباشند ( 5 ) وحدت كيفى مثل اينكه گوئيم طعم اين غذا و آن غذا يكى است ( 6 ) وحدت وصفى مثل اينكه افراد يك نوع را گوئيم در رنگ و وصف يكى است ( 7 ) وحدت شخصى مثل اينكه انسان با كثرت صفات و اجزا