تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
در مقام انفاق در هر موقعى بايد امر عظيم‌تر و مرتبه بالاتر آن را در نظر گرفت زيرا كه شتر هم از حيث قيمت و هم از حيث جثه بزرگ‌تر و عظيم‌تر است و در مورد قربانى لايق‌تر . و در اين سوره ( النصر ) پس از تذكر فتح و فيروزى مكه كه نصيب پيمبرش گردانيده وى را مأمور ميگرداند بتسبيح و ستايش زيرا كه در اين موقع مناسب اين است كه بشكرانه چنين نعمت بزرگى در مقام تمجيد و تنزيه و ستايش آن فرد متعال برآيى و استغفار و طلب آمرزش نمايى و امر به استغفار در صورتى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم معصوم بود در هيچ وقت گناهى و خطايى از حضرتش صادر نشده كه مأمور به استغفار گردد شايد اشاره به اين باشد كه چون در تهيه جنگ با كفّار و فراهم نمودن مهمات جنگى و لشگر كشى توجه بخلق داشته و همّت خود را مبذول بر غلبه اعداء داشته و لو آنكه اين عمل نيز بامر خدا و به يارى دين او و براى شوكت و قوت اسلام نموده لكن با اينحال پس از فتح و آسايش فكر مناسب اين بوده كه حضرتش اعراض از خلق و رجوع بحقّ نمايد و به حمد و ثنا و استغفار تدارك ما فات نمايد . و نيز چون قرآن كتاب قانونى و دستور العمل است براى افراد بشر اين است كه اين آيات و لو آنكه خطاب بنبىّ خاتم ( ص ) است لكن چون امّت بايد تابع پيمبر خود باشند مقصود تمام امّتند و دستور العمل تمام مردم است كه بايستى راجع بهر نعمتى از نعمتهاى الهى شكرگزار باشند و شكر هر نعمتى را در خور همان نعمت نمايند و آن نعمت را در راه رضاى او صرف نمايند . اگر نعمت علم باشد شكر او تعليم دادن و آزمودن به ديگران است اگر مال باشد شكر آن انفاق و دستگيرى به فقرا و مستمندان است اگر جاه و مقام باشد شكر آن كمك بدرماندگان و بيچارگان است چه خوب گفته سعدى :
( شكرانه بازوى توانا * بگرفتن دست ناتوان است )
و همچنين باقى نعمتهاى الهى كه شكر هر يك اقدام نمودن بعملى است كه