به تو عنايت نموديم و سختى امر نبوّت را بر تو آسان گردانيديم بايستى در امر تبليغ جديّت و پايدارى كنى و به آنچه به آن مأمور ميگردى مقاومت و ايستادگى نمايى و از خلق اعراض كنى و بسوى پروردگار خود رو آورى .
و نيز در سوره
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
امر فرموده بشكرانه اينهمه نعمت هاى روحانى و جسمانى كه به تو عطا و بخشش نموديم بايستى بصلاة و انفاق اقدام نمايى و در آخر اين سوره امر بتسبيح و استغفار مينمايد و نيز پس از تتبّع در آيات چنين معلوم مىشود كه در بسيارى از آيات هر جا ذكر نعمتى يا نعمتهايى شده عقب آن امر بتسبيح و ستايش حق تعالى نموده اشاره به اينكه هر نعمتى و كرامتى كه به انسان ميرسد بشكرانه آن بايستى ثنا و ستايش نمايد ولىنعمت خود را
نكته قابل توجه
از اين آيات چنين استفاده مىشود كه شكر هر نعمتى بايستى در خور آن نعمت باشد چنانچه در سوره ( و الضحى ) پس از بيان نعمتها كه نسبت بپيمبرش مبذول داشته كه يتيم بودى تو را جاى داديم گويا اشاره به اين دارد كه تو نيز بشكرانه آن بايستى يتيم نوازى كنى و به او مهربانى نمايى و يتيم را از خود نرانى .
و در سوره ( الم نشرح ) چون بالاترين نعمتهاى الهى شرح صدر است كه سينه تو را باز نموديم تا آنكه وسيع گردد و گنجينه اسرار الهى و منبع علم و معرفت گردد تو در مقام شكر چنين نعمت بزرگى بايد در امر تبليغ استقامت نمايى و بسوى پروردگار خود روى آرى .
و در سوره ( كوثر ) اشاره به اينكه نعمتهاى بى اندازه از روحانى و جسمانى به تو بخشش نموديم و تو را مظهر و نماينده صفات الهى و گنجينه اسرار صمدانى گردانيديم تو نيز بايستى بشكرانه اين نعمتهاى بزرگ بر دو عمل بزرگ اقدام نمايى يكى صلاة و ديگرى انفاق كه از جان و مال و آنچه دارى در راه خدا مضايقه ننمايى و تخصيص انفاق بيشتر كه
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
شايد اشاره به اين باشد كه