پس از فتح مكّه قبيلههاى عرب از اطراف مكّه مثل اهل طائف ، يمن ، هوازن ، بنى اسد ، بنى مرء ، بنى كلب ، كنانه ، بنى هلال و غير آنها از تمام قبيلههاى عرب فوج فوج و گروه گروه داخل در اسلام گرديدند .
حكايت فتح مكّه چون طولانى است و وضع اين تفسير بنا بر اختصار است لذا از تفصيل بيان آن خوددارى ميكنيم و مطالب را بهم پيچيده مختصرى از آنچه مفسّرين بيان نمودهاند ترجمه مينمائيم :
از روايات چنين بر ميآيد كه پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پس از آنكه از مكّه هجرت نمود بمدينه در سالى كه آن را ( عام الحديبية ) مينامند با قريش صلح نمود به اين شرط كه هر كس از قريش خواهد در حمايت حضرت رسول باشد قريش متعرّض او نشوند و هر كس خواهد در حمايت قريش باشد از كسان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كسى متعرض او نشود پس از آن بنو بكر در پناه قريش رفتند و بنى خزاعه در پناه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پس از آن بنا بر ضديّتى كه بين آن دو طائفه بنو بكر و بنى خزاعه بود و بنو بكر طلب خونى ادعا ميكردند كه بر گردن بنى خزاعه دارند در مقام انتقام برآمده و چون بنى بكر در پناه قريش قرار گرفته بودند قريش آنان را كمك نموده و اسلحه و مهمّات جنگى را براى آنان مهيّا نمودند اين بود كه شبى بنو بكر شبيخون زدند بر بنى خزاعه و مردى از بنى خزاعه كشته گرديد بنى خزاعه پناه بحرم كعبه بردند كه از شرّ بنو بكر در امان باشند بنو بكر بنوفل نامى از قريش كه در حمايت وى بودند گفتند چاره نيست حرمت حرم را بايست نگاه داشت نوفل گفت برويد و انتقام خود را بكشيد ما در حرم بدتر از اينها كارها قتل و غارت دزدى و غير اينها ميكنيم بنى خزاعه پناه بسراى بديل بن ورقاء آوردند و آن بزرگ و رئيس قوم بود بديل بيرون آمد و گفت هنوز مدتى نگذشته كه شما با رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عهد بستيد عهد خود را شكستيد و مردى بنام عمرو بن سالم خزاعى بمدينه خدمت رسول اللَّه فرستاد و واقعه را بعرض رسانيد آن شخص وقتى خدمت آن حضرت رسيد اشعارى گفت پس از آن بديل بن ورقاء برخواست و با جماعت بسيارى از بنى خزاعه عازم
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٣٢٧