معرض ظهور و بروز در نياورده تا آنكه سودى از آن ببرند و آنها كسانى ميباشند كه به زبان و قلب اعتراف باصول ديانت مينمايند لكن از پرتو عمل صالح آن را رشد نميدهند چنين كسانى و لو آنكه سرمايهشان از دست نرفته لكن سودى هم نبرده و از عمر خود خسران و زيان بردهاند .
مرتبه سوم كسانى ميباشند كه با باقى ماندن فطرتشان بر توحيد عمل نيكى هم در ساعات عمرشان نمودهاند لكن بيشتر عمرشان را در لهو و لعب گذرانيده آنها نيز از اينجهت زيان بردهاند .
خلاصه خسران و زيانكارى و سود نبردن از عمر كه مورد بحث اين سوره مباركه است توزيع يعنى قسمت مىشود بر مراتب نقصان ايمان و عمل صالح و بدرجه نقص كمال ايمان و عمل صالح انسان از عمرش كه موقع تجارت و سود بردن وى است زيان و خسران ميبرد
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
دوم از كسانى كه از تحت زيانكارى خارج گرديده و سعادتمند گرديدهاند آنهايند كه عمل صالح دارند از حرف عطف كه عمل صالح را عطف بر ايمان داده معلوم مىشود كه عمل جزء حقيقت ايمان نيست بلكه جزء كمال ايمان است كه آن كس كه تصديق جازم مطابق واقع باصول ديانت دارد در تعداد مؤمنين محسوب ميگردد مگر آنكه ايمان كامل منوط به دو چيز است يكى آنكه ايمان از روى برهان عقلى انجام گيرد و ديگر ايمان با عمل صالح توأم باشد و چنين كسى از زيان كاران خارج و سعادتمند گرديده
( مقصود از عمل صالح چيست )
ظاهرا عمل صالح اعمالى است كه روى ميزان عقل و منطق و قانون شرع نيكو نمايد و از شائبه ريا و عجب و پيروى هوى و هوس و از هر گونه منقصتى خالى و نزد عقلا پسنديده و لايق مقام عبوديت و پيشگاه حضرت احديت باشد سعادت بشر و ترقى و تعالى او در پرتو علم و عمل انجام ميگيرد كه حكماء