تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و آن سيّال است بمبدء موجودات و به اين اعتبار مورد سوگند واقع گرديده و بسيار مهم است زيرا كه آن روح زمان و حقيقت زمان و محيط بر زمان است و آنچه به نظر ميرسد به دو جهت عصر را بمعنى دهر گرفتن مزيت دارد يكى جامع تمام احتمالاتى است كه داده شده زيرا اگر مقصود از ( العصر ) نماز عصر باشد نماز عصر از حيثيّت ركعات و شرائط با نماز ظهر و عشاء فرقى ندارد مگر آنكه مزيّت آن از جهت نسبتش بپاره‌اى از زمان است كه آن نيز داخل در كليه زمان محسوب ميگردد و نيز اگر عصر بعثت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد آن نيز در قسمتى از زمان واقع گرديده و نيز اگر طرف عصر باشد آن هم داخل در زمان محسوب ميگردد پس زمان باطلاقه جامع تمام احتمالات و حاوى تمامى مقالات مىشود و چون مطلق است و دليل بر تعيين و تخصيص نداريم بايستى باطلاقش باقى گذاشت بعبارت ديگر نظر به اينكه قرآن ( يفسر بعضه بعضا ) چون آيات مثل و الفجر و الضحى و العصر و الليل كه به تمام اينها در قرآن سوگند ياد نموده وقتى اينها را با هم جمع نموديم از مجموع آنها توان چنين استفاده نمود كه تمام اينها اشاره بيك روز است كه آن روز دورى است كه شمس وجود آن را به حركت انداخته و بگردش آن ، فجر ، ضحى ، عصر ، ليل ، براى آن متصور گرديده و هر يك از آنها مصداق يك حقيقت بشمار ميروند كه آن روح زمان و حقيقت و اصل زمان است كه آن را دهر نامند . بعبارت ديگر شايد فجر اشاره بصبح هبوط انسانى و ضحى اشاره به ظهر نزاهت و اشراق كمال نفس انسانى و عصر اشاره بفعليت اخير آدمى شب اشاره بمنتهى درجه حيات دنيوى انسانى است كه وقتى شمس وجودش در پشت پرده ظلمانى طبيعت بمرگ غائب گردد آن وقت بمنتهى درجه سعادت رسد اگر از سعداء و نيكوكاران باشد يا بمنتهى درجه شقاوت رسد اگر از تيره‌بختان و اشقيا محسوب باشد كه جامع تمام حركات انسان همان زمان است و نظر بشرافت انسان دارد كه بدور گردش