( حقيقت ايمان چيست و مؤمنين كيانند )
ايمان چنانچه گفته شد همان اعتقاد جازم مطابق واقع است و مؤمنين كسانى ميباشند كه تصديق يقينى دارند بوجود مبدء عالم كه تمام خيرات ناشى از او است و او دانا و تواناى مطلق است و بازگشت تمام موجودات بسوى او است و نيز آنان تصديق بمعاد دارند و اس اساس ايمان و حقيقت ديانت روى اين دو پايه از اصول ديانت استوار گرديده و ايمان به اين معنى عموميّت پيدا مىكند و شامل ميگردد تمام اديانى كه هر يك در موقع خود صحيح بوده چنانچه در سوره بقره آيه 59 فرموده
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 1 » و باقى معارف مندرج در اين دو اصل است زيرا كه عدل و نبوّت و امامت از فروع توحيد بشمار ميرود چنانچه عمل صالح در بسيارى از مردم از معاد و اعتقاد بيوم جزا ناشى ميگردد و همانطورى كه ايمان چنانچه در محل خود مبرهن گرديده مراتب و درجاتى دارد كه معصوم عليه السّلام تشبيه بنردبان هفت پلّه نموده خسران نمودن عمر نيز مراتبى دارد كه توزيع بر مراتب ايمان ميگردد .
آن كسى كه سرمايه خود را بطورى تلف نمود كه حتّى آن فطرت خدا داد توحيد كه در نهاد وى بوديعه گذاشته شده پشت سر انداخته و انكار مينمايد چنين آدمى مانند شخص تاجرى ماند كه براى سود با سرمايهاى مسافرت مىكند كه سودى عايد وى شود و علاوه بر اينكه سودى عايد وى نميشود سرمايه را نيز تلف نموده و با دست خالى به وطن بر ميگردد چنين كسى خسران كلّى برده .
مرتبه ديگر از زيانكاران آنهايند كه آن فطرت توحيد فى الجمله در آنان باقيمانده لكن بفرو رفتن در مادّيّات و اشتغال بلهو و لعب آن را مجمل گذارده و در
هامش
( 1 ) محققا كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه يهودى و نصرانى و ستاره پرستان هر كس به خدا و روز قيامت ايمان آورد و عمل شايسته نمود مر ايشانست اجرشان نزد پروردگارشان و نيست خوفى بر آنان و نه محزون ميباشند