چهارگانه اشاره دارد بتعيّنات ذاتيّه و اسمائيّه و صفاتيّه و افعاليّه در مرتبه جمال كونى بالفعل چنانچه ظهر اشاره دارد در مرتبه جمال الهى بالفعل و شكى نيست كه انسان جامع بين فضائل خلقيه و الهيّه است و عصر اشاره به همين جامعيّت انسان است اين است كه در حديث رسيده كسى كه نماز عصر را ترك كند گويا اهلش و مالش را ناقص گردانيده ( پايان )
قول 3 -
( مقصود از ( العصر ) نزديك بغروب آفتاب است كه آن را عصر نامند )
زيرا همان طورى كه خداوند قسم ياد نموده به فجر كه وقت طلوع آفتاب است قسم ياد نموده بعصر كه وقت غروب آفتاب است و چون نيّر اعظم خورشيد كه در اين عالم از بزرگترين آثار خلقت و مظهر اتم افعال الهى است و از طلوع و غروب آن عالم ماديات رونق ميگيرد اين است كه نظر بشأنيت و عظمت آن دارد كه موقع طلوع و غروب آن را مورد قسم واقع گردانيده
قول 4 -
( مقصود از عصر عصر نبوت است )
و همان طورى كه عصر در طرف آخر روز واقع است عصر نبوّت نبى خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيز در آخر الزمان واقع است كه نبوت و رسالت بوجود مباركش خاتمه پيدا نموده كه پس از آن عالم زمان بانتها ميرسد و نظر بشرافت و فضيلت عصر شعشعانى و ظهور كمال الهى و وقت بروز فضائل انسانى است كه آن را مورد قسم قرار داده و همان طورى كه به شهر مكه كه محل تولد پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده قسم ياد نموده همين طور بعصر نبوت و زمان بعثت او نيز قسم ياد نموده اين احتمالاتى كه در توجيه عصر داده شده اگر چه هر يك بجاى خود موجه است لكن آنچه به نظر قاصر ميرسد بهترين توجيهات همان است كه عصر را بمعنى زمان و دهر بگيريم و چنانچه گفتيم اگر چه زمان باعتبار پى در پى درآمدن اشياء و نسبت بحركات قطعيه عالم يك امر اعتبارى مىشود لكن منشأ اعتبار آن امر واقعى و مظهر آثار ربانى و شأنى از شئون الهى است و آن نسبت مجموعه زمان