عصر بمعنى زمان است
نخست بايست فهميد زمان چيست و سپس بچه دليل توان ثابت نمود كه چه اهميت و شرافتى در زمان است كه خداوند آن را مورد سوگند خود قرار داده
( زمان چيست )
آراى حكماء در باره حقيقت زمان اول - بسيارى از آنان زمان را كم متصل غير قار الذات دانند پاره ديگر زمان را جوهر و موجود مستقل معرفى مينمايند بعض ديگر زمان را امر اعتبارى انتزاعى غير متأصل و از مفاهيم ذهنى دانند و ممكن است بين آراء جمع نمائيم و گوئيم اختلاف آنان ناشى از مراتب و اعتبارات زمان است كه هر يك زمان را بوجهى در نظر گرفته و به آن اعتبار آن را معرفى مينمايند آن كسى كه زمان را كم متصل غير قار الذات معرفى نموده شايد باعتبار اين است كه زمان قسمت مىشود بساعات و آنات و روز و شب و ماه و سال و چون قابل قسمت است از اقسام كميّات بشمار ميرود آن كسى كه زمان را جوهر و امر متأصل ميداند شايد مقصودش از زمان عالم دهر باشد كه روح زمان و حقيقت زمان و محيط بر زمان است آن كس كه گفته زمان امر اعتبارى و مفهوم ذهنى است كه بنفسه تأصل و تحققى در خارج ندارد شايد معنى عرفى زمان را در نظر گرفته كه عبارت از پى در پى درآمدن ساعات شب و روز است كه از گردش اوضاع شمسى و حركت زمين و ادوار عالم و گردش موجودات بگرد هم پديد ميگردد و زمان به اين اعتبار يك امر سيّال متجدد الحدوث متصرّم الذات است و از حركات قطعيه موجودات اعتبار ميگردد .
و چون زمان را خواه كم متصل غير قار الذات بگيريم يا امر اعتبارى انتزاعى