حقيقتى است كه به آن شناخته ميگردد گويد يقين من بدرجهاى است كه اهل بهشت را در بهشت متنعم مىبينم و اهل جهنم را در جهنم معذب مشاهده مينمايند
و مولى رومى اين حديث را بنظم آورده چنين گويد
گفت پيغمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى رقيق با صفا
گفت عبدا مؤمنا باز اوش گفت * كو نشان از باغ ايمان گر شگفت
گفت تشنه بودهام من روزها * شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب جدا گشتم چنان * كه ز اسپر بگذرد نوك سنان
كه از آن سو جمله ملتها يكى است * صد هزاران سال يك ساعت يكى است
هست ازل را و ابد را اتحاد * عقل را ره نيست سوى افتقاد
گفت از اين ره كوره آوردى بيار * در خور فهم و عقول اين ديار
گفت خلقان چون ببينند آسمان * من ببينم عرش را با عرشيان
هشت جنت هفت دوزخ پيش من * هست پيدا همچو بت پيش سمن
يك بيك وا مىشناسم خلق را * همچو گندم من ز جو در آسيا
كه بهشتى كه و بيگانه كى است * پيش من پيدا چو مار و ماهيست
اين زمان پيدا شده بر اين گروه * يوم تبيضّ و تسودّ وجوه « 1 »
جمله را چون روز رستاخيز من * فاش مىبينم عيان از مرد و زن
هين بگويم يا فرو بندم دهن * لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس
با رسول اللَّه بگويم سر حشر * در جهان پيدا كنم امروز نشر
هل مرا تا پردهها را بردرم * تا چو خورشيدى بتابد گوهرم
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 102 تمام آيهفَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَروز قيامت روزى است كه رويهايى سفيد است و رويهايى سياه است اما آنهايى كه رويهاى آنان سياهست ( از آنها سؤال مىشود ) آيا بعد از ايمان آوردن كافر شديد پس بسبب كفرتان بچشيد عذاب را