آيه خلوص را براى خود بنده ثابت فرموده يعنى از صفات او بشمار آورده و در آيه اول خلوص را راجع بدين و براى دين ثابت گردانيده و بنده را خالص كننده قرار داده و همچنين اشاره به قسم دوم دارد قوله تعالى ( من اخلص للَّه ) يعنى كسى كه خودش خالص شود و خلوص نسبت به قسم اوّل به صيغه فاعل ايراد مىشود و نسبت به قسم دوم به صيغه مفعول اداء مىشود « 1 » و اين قسم از خلوص مرتبهايست وراى مرتبه اسلام و ايمان و نميرسد به آن مگر كسى كه ( مؤيد من عند اللَّه ) و منظور بانظار الطاف الهيه ربانيه گرديده و موحّد حقيقى نيست مگر صاحب اين مرتبه و مادامى كه سالك به اين عالم پا نگذارد دامن او از خار شرك مستخلص نگردد
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 2 » و براى صاحب اين مرتبه بنص كتاب الهى سه منصب ثابت است اول در محاسبه محشر آفاقى و حضور در آن عرصه معاف و فارق است قوله تعالى
فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
در وصف ايشان است زيرا كه اين طائفه بتوسط عبور بر قيامت عظمى انفسيه حساب خود را واپس دادهاند پس حاجت بمحاسبه ديگر ندارند
هامش
( 1 ) خلوص دين و عبادت وقتى تحقق گيرد كه دين و عبادت از هر غل و غشى مثل رياء و عجب و سمعه و خودخواهى و از هر گونه چيزى كه مخل بعبادت باشد خالى گردد و عمل مخصوص بعبوديت و بندگى انجام گيرد و اين اول مرتبه خلوص است اينست كه در آيات قرآنى به صيغه اسم فاعل كه براى كننده كارى آرند آورده و مرتبه دوم خلوص دل و روح و روان آدمى است كه از آنچه غير خدا است خالى و يكدله و يك جهته بكعبه مقصود رو آرد اينست كه در آيات اين قسم خلوص را به صيغه اسم مفعول كه دلالت بر خالص گرديدن ذات و دل است آورده كه در اينجا خلوص در خود انسان واقع است نه فقط در عمل وى
( 2 ) سوره يوسف آيه 105 ، گويا آيه راجع به كسانى است كه در آيات تكوينى آفاقى تدبر ندارند در باره آنها فرموده بيشتر آنها ايمان نمىآورند مگر آنكه مشركند