تورات و انجيل و باقى كتب آسمانى عمل ميكردند لكن عبادت آنان خالى از بندگى بود زيرا وقتى پيمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مبعوث گرديد وظيفه آنها پيروى او بود كه بايستى بقانون قرآن و اسلام عمل كنند چون نكردند دينشان خلل پيدا نمود و عبادتشان مشوب گرديد .
دوم بايستى مطابق دستوراتى كه از طرف حق تعالى رسيده عمل نمود طابق - النّعل بالنّعل بدون صلاح انديشى و بدون آنكه از خود چيزى به آن ضميمه نمود يا چيزى از آن كم كرد كه اينها مخلّ بعبادت است و عبادت بودنش محقّق نميگردد چه جاى آنكه خالص باشد .
( سوم ) نيّت عبادت بايستى صحيح باشد يعنى داعى بر عبادت امر مولا و از روى فرمانبرى تحقق پذيرد .
چهارم دانا گرديدن باجزاء و شرايط عبادت زيرا كه يك قسمت عبادت باعمال خارجى تحقّق پذيرد كه قبلا بايد از روى ميزان صحيح فهميد و دانست كه شرايط عبادت چيست و اجزاء آن كدام است كه اگر يكى از اجزاء يا شرطى از شروط آن مفقود گردد مخلّ بعبادت خواهد بود .
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ
خالص و خلوص در لغت چيزى را گويند كه مشوب به چيزى نباشد راغب اصفهانى چنين گويد خالص در معنى با صافى يكيست مگر اينكه خالص چيزى را گويند كه مشوب بوده و پس از آنكه كثافت آن گرفته شود خالص گردد و صافى چيزى را گويند كه هيچوقت مشوب به چيز ديگر نبوده . قوله تعالى
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا
و قوله تعالى
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا
آيه راجع ببرادران يوسف است كه وقتى تنها شدند خالص از غير گرديدند و نيز قوله تعالى
وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ
-
إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
و اخلاص مسلمانها اين بود كه از آنچه يهوديها و نصرانيها راجع به حضرت عيسى عليه السّلام يا عزير عليه السّلام ميگفتند خالص بودند خلاصه حقيقت اخلاص و اخلاص حقيقى آنست كه انسان از غير خدا