برگشتند ) آنان در آتش جهنم جاويدانند و حقيقة آنها بدترين خلقند ،
و كسانى كه ايمان آوردند و عمل نيكو بجاى آوردند آنها بهترين خلق ( روى زمينند )
پاداش آنها نزد پروردگار آنها است در بهشتهاى عدن كه از زير تختهاى آن نهرها جريان دارد و هميشه در آن بهشتها جاويدانند خداوند از ايشان راضى و خشنود و آنها نيز از خداى خود راضى و خشنودند
( توضيح آيات )
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ
( من ) در آيه من بيانيه است نه من تبعيضيّه و آيه در مقام بيان اين است كه كفّار دو قسمند يكى اهل كتاب از يهود و نصارى و ديگر مشركين كه شريك براى خدا قائلند و شايد آيه اشاره باشد كه اگر بيّنه روشن براى كفار از جانب خدا نمىآمد آنان بكفر و شرك خود باقى ميماندند و چون بايستى از طرف خدا حجت بر خلق تمام شود اين است كه رسولان و پيمبران براى هدايت خلق مبعوث گردانيده
رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً
( رسول ) بدل از بيّنه است و در حديث دارد كه مقصود از بيّنه رسول خاتم است كه وجود خود رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اخلاق و صفات او بيّنه ظاهر و بارزى است براى اثبات نبوت و رسالت آن بزرگوار تلا يتلو پيروى و متابعت نمودن چيزى چيز ديگرى را گويند كه بين آن دو چيز خارجى فاصله نشده باشد مثل قوله تعالى
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
اشاره به اينكه نور قمر اقتباس از نور شمس شده و مقصود از صحف كه جمع صحيفه و صحيفه نوشتهجاتى را گويند كه در آن نامهاى پاكيزه نوشته شده خلاصه شايد آيه اشاره به اين باشد كه هر رسولى عموما يا مقصود نبى خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خصوصا بيّنه و حجّت كاملى است براى خلق و نيز قرآن مجيد تلو و دنبال