تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
مقصود از قلم عقل باشد شرافت آن معلوم و محتاج بشرح و بسط نيست و اگر قلم حسّى باشد آن نيز چون ترجمان عقل است مطالبى كه بواسطه قلم از باطن و نفس انسان تظاهر مينمايد دليل بارزى است بر قلم عقلى . آرى اگر بواسطه قلم نبود چگونه مطالب از ممكن ذهن بشر تراوش مى نمود و در دفاتر نوشته و ضبط ميشد كه هر طبقه بعدى از طبقه پيشين مطالبى و معلوماتى استفاده نموده آنها را تكميل نمايند و به كار بندند اگر قلم نبود چگونه آيات قرآنى و احاديث و كلمات بزرگان دين تا حال در دسترس بشر باقى ميماند .
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
آموخت به انسان چيزى را كه نميدانست بعض مفسّرين گفته مقصود از انسان آدم است چنانچه در سوره بقره فرموده
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
ديگرى گفته مقصود پيمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه در باره آن سرور است
وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ
لكن ظاهرا آيه مطلق است و شامل تمام افراد بشر ميگردد چنانچه فرموده
أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
طغى در لغت بمعنى طغيان و از حد گذشتن است و شامل ميگردد آنچه را از حدّ خود تجاوز نموده به طرف افراط لكن در عرف و نيز در كلام اللَّه كسى را طاغى گويند كه در مخالفت و عصيان از حد تجاوز نموده مثل قوله تعالى
وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
و غير اينها آيات بسيارى كه دلالت دارد كه انسان وقتى مخالفت و معصيت را از حدّ گذرانيد آن وقت در موقع سياست و مجازات واقع ميگردد و آيه بالا اشاره به اينكه انسان وقتى صاحب مال و مكنت گرديد غرور وى را بمخالفت و معصيت ميكشاند . كلّا كلمه ردع است و در مقام توبيخ و سرزنش انسان برآمده كه آدمى وقتى