در كار است كه بايستى گاهى وحى تأخير افتد و چون بايد مناسبت باشد بين قسم و جواب قسم ممكن است گفته شود در اينجا سرّى به نظر ميآيد و آن اين است كه شايد اينكه بروز و شب سوگند ياد نموده اشاره به اين است كه همانطورى كه شب عقب روز و روز عقب شب واقع ميگردد و نظام خلقت منوط بر آنست همين طور حكمت چنين اقتضا نموده كه گاهى قلب تو بنور وحى روشن گردد و گاهى اين نور زائل گردد و هميشه منتظر طلوع خورشيد وحى باشى . ( و اللَّه اعلم باسرار كلامه )
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى ، وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
زيرا كه آخرت عالم حقيقت و فعليت و بقاء خالى از شوائب و آفات وجودات آن دائمى و لا يتغير به عكس دنيا دار محن و ابتلاء و عالم مجاز نه در موجودات آن ثبات و بقايى و فعليتى و ثباتى است عين قوه و استعداد وجودش محفوف بعدم حياتش عين موت و فنا لذات آن مشوب بالم صحت آن مشوب به مرض خوشى آن مشوب بغم ببين اسلوب و نظم كلام اللَّه و بلاغت و اعجاز قرآن چگونه آيات را مربوط بهم نموده و اول سوره كه شب و روز را مورد قسم قرار داده اشاره دارد به اينكه عالم دنيا عالم كون و فساد و عالم تغيير و تبديل است همين طورى كه گاهى بتابش آفتاب عالم روشن و گاهى بفرو رفتن آن عالم تاريك ميگردد تمام اوضاع عالم دنيا اين طورى است كه على الدوام در تغيير و تبديل است پس اى رسول اكرم تو غمگين مباش كه گاهى وحى ظاهر گردد و گاهى پنهان شود و از سرزنش كفّار ملول مشو زيرا كه اوضاع اين عالم چنين است كه وجودش محفوف بعدم و فعليّتش عين قوّه و استعداد و در آخرت كه عالم بقا و عالم فعليّت و حقيقت است بقدرى منزلت و مقام و نعمت به تو عطا ميگردد كه تو خشنود گردى .
« سخنان مفسرين در توجيه آيه »
( 1 ) اينقدر به تو ثواب دهند كه راضى شوى .
( 2 ) مقصود فتح و ظفر و استيلاء و كثرت تابعين و مؤمنين است .