( 3 ) از عبد اللَّه عباس چنين نقل ميكنند كه گفته حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من فرمود ( به من نمودند آنچه را بامّت من دادند از فتح و فيروزى و استيلاء بر ممالك من خرّم شدم و براى زيادتى خشنودى من جبرئيل اين آيه را آورد
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
گفتم آن چيست كه خدا به من ميدهد تا راضى شوم گفت هزار قصر در بهشت از مرواريد و خاك آن از مشك ازفر و با هر قصرى است آنچه لايق به آنست .
و از ابو جعفر محمد باقر عليه السّلام و او از پدرش زين العابدين عليه السّلام و او از عمّش محمّد حنفيّه او از پدرش أمير المؤمنين عليه السّلام چنين روايت ميكنند كه رسول اكرم فرموده روز قيامت در موقف حساب بايستم و چندان گناهكار شفاعت كنم كه خداى تعالى بگويد آيا راضى شدى من گويم رضاى تو رضاى من است .
( تفسير ابو الفتوح رازى ) و احاديث به اين مضمون راجع بشفاعت بسيار است لكن بايد دانست كه اذن شفاعت از طرف حق تعالى انجام گيرد و در قيامت شفاعت كنندهگان از انبياء و اولياء اگر چه بسيارند مخصوصا پيمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه ( رحمة للعالمين ) است لواى شفاعت بدست گرفته آن وقتى كه تمام پيمبران بنا بر بعض احاديث و انفسى گويند او ( وا امّتى ) گويد لكن هر كسى قابل شفاعت نيست كسانى در معرض شفاعت واقع ميگردند كه از تابعين اسلام محسوب گردند نه به مجرد گفتار همين قدر در مسلمانها بودن باسم آنكه مسلمانم بدون آنكه در اخلاق و اعمال هيچ شباهتى باولياى دين داشته باشد معلوم نيست چنين كسى قابل شفاعت باشد .
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ، وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ، وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى
گويا در مقام امتنان و اظهار كرامت خود نسبت بعبد مقرّب خود نبىّ خاتم ( ص ) را مواجه خطاب قرار داده كه اى پيمبر گرامى آيا تو يتيم نبودى و جدّت عبد المطلب را بپرستارى تو گماشتم و پس از آن با عمويت ابو طالب تو را جاى دادم .