شكّى نيست كه هر موجود ممكنى خواه نبى باشد يا ولى ملك باشد يا بشر هر قدر بزرگوار باشد فقير محض است
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
از خود هيچ ندارد هر چه از فضايل و كمالات دارد از سر چشمه احسان مبدء عالم ترشحى بوى رسيده و در اين آيات اشاره به اين دارد كه تو با اين مقام بلندى كه احراز نمودهاى از جهت وجود امكانى فقيرى و هر چه دارى از طرف پروردگار تو است كه بايستى هميشه نعمتهاى او را در نظر داشته و در مقام شكر گذارى برآيى .
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ
قهر در لغت بمعنى غلبه و تذليل آمده گاهى در هر دو معنى استعمال مىشود و گاهى در يكى از آن دو معنى ميآورند قوله تعالى
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
هر دو معنى را در بر دارد زيرا كه خداوند غالب است و عباد ذليل و منقاد او ميباشند قوله تعالى
وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
اشاره بغلبه و استيلاء او است و قوله تعالى
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ
در آيه بالا شايد مقصود اين باشد كه يتيم را بآزار و جفا ذليل و خوار مگردان .
چون تو يتيم بودى و تو را جاى داديم تو نيز بشكرانه نعمت ما يتيم را از خود مران
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
وسائل مستمند را زجر مكن و بخشش و ارفاق نسبت بوى مبذول دار و بكلام نيكو وى را راضى گردان .
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
در تفسير على بن ابراهيم است ( فحدث ) يعنى اظهار نما آنچه را كه بر تو نازل نمود و به آن امر نموده از صلاة و زكات و صوم و حج و ولايت ( پايان ) و نعمتها و بخششهاى الهى را حديث نما حديث نمودن شامل ميگردد هم حديث نفس و هم حكايت كردن براى ديگران آيه اشاره به اينكه هم در ذهن خود متذكر انعام و بخششهاى الهى باش و هم براى ديگران و نزد خلق اظهار نما