( توضيح آيات )
پس از آنكه اشعه رحمت الهى بقلب مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تابش نمود و روح و روان مباركش بنور وحى روشن گرديده و بخطاب
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ
مفتخر گرديد متوجه بود كه ثانيا بلكه منتظر بود على الدوام آن فرشته زيبا را ببيند و آيات الهى را بشنود تا آنكه ثانيا دلش بنور وحى روشن گردد لكن از آنجايى كه عالم طبيعت و عالم كون و فساد هميشه در تغير و تبدل هر روزى را شب در عقب هر كاميابى ناكامانى در پشت دارد هر خوشى ناخوشى را متعاقب است مدتى وحى منقطع گرديد و در اينكه علت و سبب انقطاع وحى چه بود از مفسرين گفتارى نقل شده .
( سخنان مفسرين در شأن نزول آيات )
( اول ) جماعتى از يهوديان از رسول اكرم ( ص ) سؤال نمودند از ذو القرنين و اصحاب كهف و روح در پاسخ فرمود فردا جواب مىدهم و نگفت إن شاء الله اين بود كه چند روز وحى منقطع گرديد ( دوم ) بعضى از زنهاى حضرت سگ بچهاى در منزل داشتند و آن را مى پروراندند بدون آنكه حضرتش مطلع گردد اين بود كه چند روز وحى منقطع گرديد وقتى جبرئيل آمد و از تأخير وحى از وى سؤال نمود گفت ندانى كه ما در خانهاى كه در آن سگ يا صورت باشد داخل نميشويم بهتر اين است كه گفته شود سبب تأخير وحى اين هايى نيست كه به نظر بد وى تصور ميگردد البته حكمتى بالاتر از اينها در كار بوده و چون اين سوره ظاهرا مكى است و در مكه در اوائل نزول وحى فرود آمده شايد يكى از حكمتهاى تأخير وحى اين بوده باشد كه چون در اوّل امر نزول وحى يك فشار فوق العاده بر بدن مباركش فرود ميآمده و بسيار سنگين مينموده بطورى كه مورخين گويند و