ديگرى گفته مقصود وليد بن مغيره است كه ميگفت در دشمنى محمد ( ص ) و در هلاكت او مال بسيار تلف نمودم و بمراد خود نرسيدم مقاتل گفته مقصود حارث بن نوفل است كه او مسلمان بود و براى دادن زكات و باقى خيرات دلتنگ بود و ميگفت مال خود را هدر دادم .
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ ، أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ، وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ
ابن عباس از رسول اكرم ( ص ) چنين حديث مىكند كه فرموده راجع به چهار چيز از انسان سؤال مىشود از عمرش كه در چه چيز صرف نمودى و از مالش كه از كجا آوردى و در چه چيز صرف كردى و از عملش كه در زمان حيات چه كردى و از محبت اهل بيت و آيه اشاره به اين است كسى كه گمان مىكند هميشه مال و مكنت و قوت و شوكت وى برقرار است و باعمال و افعال وى كسى آگاه نيست در اشتباهست و گمان وى فاسد است زيرا آن كسى كه دو چشم به انسان عنايت نموده براى آنكه ببيند و زبان و دو لب كه به خوبى بتواند تكلّم كند آيا خودش بصير و بينا نيست و باعمال و افعال مخلوقاتش آگاه نيست همزه
( أَ لَمْ نَجْعَلْ )
استفهام انكارى است آيا قرار نداديم براى انسان دو چشم و دو لب و زبان يعنى قرار داديم و اشاره به اينكه چگونه ممكن است عاقل توهم كند ( معطى شيئى فاقد ) آن است كسى كه بصير و بينا نيست چطور تواند قوه بينايى و شنوايى به كسى عطا نمايد هرگز ممكن نيست خلاصه معنى آيه چنين مىشود ما كه دو چشم و دو لب و زبان به انسان دادهايم براى ديدن و تكلم كردن خود اولىتريم بديدن و اعمال و افعال شما را ميبينيم آيا براى چه اين دو نعمت چشم و زبان را از بين نعمتها اختصاص داده و مخصوص بذكر گردانيده