گردد كه ديگر فراموش نميكند
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى ، وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى
شايد اشاره به اين باشد كه چون خدا ميداند كه تو امّى و درس ناخواندهاى مشكليهاى امر رسالت و طريق تبليغ و رساندن آيات قرآن را بر تو سهل مينمائيم و آيات قرآن را بر تو قرائت ميكنيم تا آنكه در روحيّه تو جاى گزين گردد و هيچ وقت فراموش نكنى مگر آنچه را مصلحت در فراموشى آن باشد
فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى ، سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى
ذكر در لغت به دو معنى آمده گاهى ذكر گويند و مقصود آن هيئة نفسانى و قوهاى است در باطن انسان و آن قوه را حافظه گويند باعتبار حفظ معلومات از علوم و معارف و باعتبار استحضار آن صور معلومات را ذاكره گويند و ذكر دو قسم است ذكر بقلب و ذكر به زبان و هر يك از آن نيز دو قسمت ميگردد يكى ذكر بعد از نسيان و ديگر بدون نسيان يعنى دوام تذكر و اشاره بذكر زبانى دارد قوله تعالى
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ
وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ
و اشاره بذكر قلبى دارد قوله تعالى
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
و ذكر بمعنى ذكر قلبى و لسانى در كلام اللَّه بسيار آمده ( راغب اصفهانى ) و آيه بالا ( فذكر ) اشاره بتذكر گردانيدن است كه امر برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مينمايد كه مردم را متذكر گردان اگر تذكر و اندرز تو به آنان نفع بخشد ( اعتراض ) اين آيه چنين مينمايد كه تبليغ رسالت در جايى است كه نفع بخشد لكن در جايى كه تذكّر نفع نبخشد بر پيمبر تذكر نمودن لازم نيست چنانچه به حكم عقل نيز همين طور است آن كس كه پيمبر دانست و يقين نمود كه اندرز و نصيحت بوى تأثير نميكند امر و نهى نمودن به او معقول نيست