الفهرست و مقدمهء كتاب الرجال آمده بود هم حاكى از همين معنى بود . ميرداماد در الرواشح السماويه بر خلاف اين معنى ، از اين تعبير فهميده است .
مرحوم ميرداماد ( 1041 ه ) بر اين اعتقاد است كه تعبير اصحاب به سه گونه كاربرد دارد . عدهاى را اصحاب لقاء مىنامند كه تنها رؤيت و ملاقاتى با شخص دارند . عدهاى را اصحاب سماع مىگويند كه روايت مستقيم از امام نقل مىكنند و عدهاى اصحاب إسناد هستند كه با سند و به واسطه ديگر راويان از معصوم نقل حديث مىكنند .
برپايه نظر ميرداماد ، شيخ طوسى در معرفى اصحاب هر امام قصد معرفى كسانى كه امام را ملاقات كردهاند و عصر او را درك كردهاند نداشته ، بلكه قصد معرفى راويان از آن امام را دارد . به تعبير ديگر اصحاب روايت - اعم از سماع و إسناد - مورد نظر شيخ طوسى است .
شاهد بر اين مطلب آنكه برخى راويان عصر امامى را درك كردهاند و لكن از وى حديث نشنيدهاند و در عصر امام بعد حديث شنيدهاند . شيخ طوسى ، نام آن راوى را در ضمن اصحاب امام دوم آورده و در اصحاب امام اول ذكر نكرده است . لذا محمد بن ابى عمير را در شمار اصحاب امام كاظم نياورده چون به اعتقاد وى او زمان امام كاظم را درك كرده بود و لكن از ايشان روايت نداشت . شيخ طوسى در الفهرست مىگويد : « انه أدرك ابا ابراهيم موسى بن جعفر و لم يرو عنه » « 1 » ( او امام كاظم را درك كرد و لكن روايت از آن امام نداشت ) . ولى بايد گفت كه اينك در مصادر روايى ، روايات ابن ابى عمير از امام كاظم ( عليه السلام ) ديده مىشود و كم هم نيستند . ميرداماد نام ابن ابى عمير را در شمار اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) ذكر كرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . الفهرست طوسى ، ص 142 .
( 2 ) . الرواشح السماوية ، ص 108 - 111 .
براى اطلاع بيشتر از ادلهء ميرداماد و پاسخى كه در مقابل اين ادله اقامه شده است به مبحث « براى مطالعه بيشتر » همين گفتار مراجعه كنيد . -