معاوية يوم صفين » استفاده شده است ، و استفاده از الفاظ متداول و صريح در جرح و تعديل ، مثل « ثقه » و « ضعيف » در باب اصحاب امام باقر ( عليه السلام ) و اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) آغاز شده و از اصحاب امام كاظم ( عليه السلام ) تا آخر كتاب رو به فزونى نهاده است .
همچنين بهطور كلى در دوازده باب نخست كمتر شرححال راويان ذكر شده و در موارد نادرى تنها شرححال مختصرى از راوى وجود دارد ؛ اما در باب سيزدهم يعنى باب من لم يرو عن واحد من الائمه ( عليهم السلام ) اكثر راويان شرححال نسبتا مفصلى دارند .
ب ) راويان موجود در اين كتاب . در مورد شيعه يا سنى بودن راويان موجود در اين كتاب دو نظر وجود دارد برخى معتقدند شيخ طوسى در نام بردن از اصحاب پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) يا در اصحاب هر امام ، مؤمن يا منافق بودن ، شيعه يا سنى بودن شخص را مورد توجه قرار نداده است . از اينرو اشخاصى چون خلفاى سهگانه و عمرو بن عاص و . . . را در شمار اصحاب پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) آورده است . « 1 »
همچنين زياد بن ابيه و عبيد اللّه بن زياد « 2 » را در شمار اصحاب امير المؤمنين ( عليه السلام ) و منصور دوانيقى را در شمار اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) نام برده ، بدون آنكه اشارهاى به فساد در اين عده نمايد . بنابراين به صرف وجود اسم شخصى در اين كتاب نمىتوان شيعه يا امامى بودن « 3 » وى را فهميد .
برخى ديگر معتقدند كه شيخ اسامى همه صحابه پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) و اصحاب ائمه ( عليهم السلام ) را ذكر نكرده بلكه از بين آنها گزينش نموده و مبناى اين گزينش همانگونه كه در كتاب ديده مىشود و شيخ طوسى نيز در مقدمه متذكر
هامش
( 1 ) . برقى ، كتاب الرجال ، ص 42 - 43 .
( 2 ) . همان ، ص 71 .
( 3 ) . به كسى كه قائل به امامت امير المؤمنين ( عليه السلام ) باشد شيعه گفته مىشود لذا شيعه مىتواند زيدى يا فطحى يا اسماعيلى باشد ، ولى امامى تنها به كسى گفته مىشود كه قائل به امامت 12 امام بهطور كامل باشد .