برخى راويان با چند امام بوده كه بهصورت طبيعى در شمار اصحاب هر امام نام شخص تكرار مىشود ؛ براى مثال نام جابر بن عبد اللّه انصارى در اصحاب پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) و امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر ( عليهم السلام ) تكرار شده است . در مجموع ، اين موارد بالغ بر 97 عنوان است . « 1 »
3 . تكرار برخى عناوين در اصحاب ائمه و در باب من لم يرو عن واحد منهم ( عليهم السلام ) . چنانكه گفتيم ، مرحوم شيخ طوسى در دوازده باب از كتاب رجال ، اصحاب هر معصوم را در باب خاص اصحاب آن امام آورده است و كسانى كه از هيچيك از ائمه ، به سبب عدم وجود آنها در عصر امامان يا عدم ملاقات يا عدم روايت از ايشان نقل حديث نكردهاند ، در باب « من لم يرو عن واحد منهم ( عليهم السلام ) » آورده است ؛ براى مثال نام احمد بن عمر الحلّال در اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) و باب من لم يرو تكرار شده است .
از جمله مشكلاتى كه در شناخت مبانى شيخ طوسى در رجالش وجود دارد ، تكرار نام برخى از اشخاص در ضمن اصحاب ائمه و همچنين در باب سيزدهم در ضمن كسانى است كه روايت از هيچيك از ائمه ندارند ؛ براى مثال فضالة بن ايوب يك بار در اصحاب امام كاظم ( عليه السلام ) و بار ديگر در اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) و دفعه سوم در باب من لم يرو عنهم ( عليهم السلام ) تكرار شده است و يا يقطينى يكبار در اصحاب امام رضا ( عليه السلام ) و بار ديگر در اصحاب امام هادى ( عليه السلام ) و دفعه سوم در باب من لم يرو عنهم ( عليهم السلام ) تكرار شده است . اين نكته نوعى تناقض را به ذهن مىآورد و باعث بهوجود آمدن مباحث تفصيلى در بين عالمان رجالى شده است . توجيهاتى براى اين نوع تكرار ارائه كردهاند كه بالغ بر 17 وجه است . اما هريك از اين توجيهات اشكالاتى دارد كه اصل مشكل را حل نمىكند و تفصيل اين توجيهات در اين مقام نمىگنجد . « 2 »
هامش
( 1 ) . نك : همان .
( 2 ) . براى شناخت اين موارد رجوع كنيد به : همان .