نكتهء اول . نجاشى در موارد بسيارى آراء ابن غضائرى را نقل كرده و همچنين علامه حلى در خلاصة الأقوال از وى بسيار نقل كرده و اين كثرت نقل از او شاهد بر اعتماد ايشان بر اوست . « 1 »
نكتهء دوم . كثرت ترحم « 2 » نجاشى بر وى هنگام نام بردن از او ، « 3 » خود شاهد بر وثاقت و معتمد بودن وى است .
نكتهء سوم . علامه حلّى در شرححال بسيارى از راويان ، از ابن غضائرى با عنوان شيخ ياد كرده « 4 » و بسيارى از بزرگان ، اين تعبير را ظاهر در اعتبار شخص و بلكه وثاقت وى مىدانند .
وى در شرححال يونس بن ظبيان ، ابن غضائرى را از مشايخ عظما و بزرگ برشمرده است . « 5 »
نكتهء چهارم . مولى محمد تقى مجلسى تصريح كرده كه متأخران از ابن غضائرى بر آراء وى اعتماد كردهاند « 6 » و شاهد بر اين ادعا - گذشته از نقل قولهاى وى توسط نجاشى و علامه حلى كه گذشت - نقل اقوال و اعتماد شيخ طوسى ، « 7 » ابن طاووس ، « 8 » شهيد ثانى « 9 » و غير ايشان بر وى است .
نكتهء پنجم . بسيارى از كلمات علامه حلّى در خلاصة الأقوال شاهد استناد و اعتماد او به آراء ابن غضائرى است ، لذا براساس كلام ابن غضائرى در تضعيف
هامش
( 1 ) . همان ، ص 288 ؛ الرسائل الرجاليه ، ج 2 ، ص 389 .
( 2 ) . مراد از ترحم بهكار بردن تعبير رحمه اللّه در پى نام بردن از شخص متوفى است .
( 3 ) . رجال النجاشى ، ص 83 ، رقم 200 .
( 4 ) . خلاصة الأقوال ، ص 95 ، رقم 213 و . . . .
( 5 ) . همان ، ص 226 ، رقم 2 .
( 6 ) . روضة المتقين ، ج 14 ، ص 356 .
( 7 ) . رجال الطوسى ، ص 470 .
( 8 ) . التحرير الطاووسى ، ص 4 - 5 .
( 9 ) . الرعايه فى علم الدرايه ، ص 177 .