ناشناخته دانستهاند و ازاينرو حكم به ضعف وى دادهاند « 1 » .
ب ) كثرت جرح راويان . مرحوم ميرداماد ، ابن غضائرى را به عنوان كسى كه در جرح راويان به عجله و به سرعت اقدام مىكند معرفى كرده است و اين نكته خود يك جنبهء منفى در شخصيت او محسوب مىشود . « 2 »
3 . مجهول بودن و كثرت تضعيفات . ميرزا محمد استرآبادى هردو علت سابق را دليل بر ضعف او دانسته است . وى در شرححال ابراهيم يمانى تصريح مىكند كه آراء ابن غضائرى قابل پذيرش نيست و دليل آن را دو امر ذكر كرده است : يكى عدم توثيق وى و ديگر قدح و تضعيف جمعى كه قابل تضعيف نيستند . « 3 »
اگرچه در مورد ديگرى تصريح مىكند كه ظاهر اصحاب ، قبول رأى وى در صورت عدم وجود معارض است . « 4 »
لازم است يادآورى شود كه قطعا مراد از مجهول بودن حال ابن غضائرى ، مهمل بودن وى در كلمات متقدمين است . به نظر مىرسد كه ايشان الفاظ مخصوص توثيق را دربارهء وى بهكار نبردهاند ، بلكه تنها به نقل آراء وى پرداختهاند . و اين به سبب معاصرت و عدم نياز وى به توثيق بوده است و اما بحث از تضعيف او به دليل كثرت تضعيفات ، بهزودى خواهد آمد .
در مقابل اين دسته ، گروهى نيز ابن غضائرى را توثيق كردهاند . از جمله عنايت اللّه قهپائى در مجمع الرجال « 5 » و فاضل خواجويى « 6 » به صراحت اصرار بر توثيق وى دارند . اين دسته نكاتى را به عنوان استدلال بر وثاقت ابن غضائرى ذكر كردهاند كه عبارتاند از :
هامش
( 1 ) . در الرسائل الرجاليه ( كلباسى ) ، ج 2 ، ص 374 از او نقل كرده است .
( 2 ) . الرواشح السماويه ، ص 100 و 182 .
( 3 ) . منهج المقال فى تحقيق احوال الرجال ، ص 25 ، چاپ سنگى .
( 4 ) . همان ، ص 25 ، چاپ سنگى .
( 5 ) . مجمع الرجال ، ج 2 ، ص 182 .
( 6 ) . الفوائد الرجاليه ، ص 289 به بعد .