8 . احتمالات متعدد در منسوبين . در موارد بسيارى ، نسبتهايى را كه در اسامى راويان وجود دارد مامقانى توضيح داده است . گاه احتمالات متعددى را هم بيان كرده است . اما نتوانسته در ارزيابى اين احتمالات رأى نهايى را بيان كند و با احتمال از كنار آنها گذشته است . براى نمونه در شرححال ابراهيم احمرى احتمالات متعدد در نسبت احمرى بيان كرده و هيچ نتيجهگيرى نكرده است . « 1 »
9 . اشتباه در اسامى و كنيهها و القاب . در هر جامع رجالى يكى از مسائل مهم ، انتخاب عنوان مناسب و اصلى در شرححالهاست . مرحوم مامقانى در مواردى عنوان اسامى را بهگونهاى ذكر كرده كه با ضوابط خاصى كه در هريك از اسمها ، كنيهها و القاب بايد رعايت شود سازگار نيست ؛ مثلا در موارد خاص مىتوان نام « محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه » را بهصورت « محمد بن بابويه » مختصر كرد ؛ « 2 » يا در صورت خاصى مىتوان « ابن فلان » را تبديل به « فلانى » كرد مثلا مىتوان به « ابن قتيبه » « قتيبى » گفت اما « ابن عياش » را نمىتوان عياشى گفت . « 3 »
همچنين به مجرد وجود اسمى كه با قبيله يا شاخهاى از قبيلهاى مشترك بود نمىتوان نسبت را به قبيله داد . مامقانى در شرححال « خديم الثاجى » مىگويد ، « انه منسوب الى بطن من الاشعرية » اين نكته به استناد وجود نام ناجيه در سلسلهء نسب ابو موسى اشعرى ذكر شده است . اين استنباط اشتباهى بيش نيست .
همچنين در باب كنيهها بايد به اين نكته توجه شود كه هرجا نامى با « أب » شروع شود كنيه نيست بلكه در مواردى « أب » به معنى مصاحب هم بهكار مىرود ؛ مثلا « ابو الاكراد » يا « ابو السفاتج » كه أب به شخص خاصى اضافه نشده است ، لقب است نه كنيه . « 4 »
10 . در بخش صحابه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، بسيارى از منافقان را نام برده
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 331 .
( 2 ) . قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 13 - 14 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 14 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 15 - 16 .