تفصيلىترين كتاب رجالى است . اما با اينهمه ، برخى نكات زايد و تطويلها و نيز اشتباهاتى در آن وجود دارد كه مرحوم شوشترى در اين كتاب به تذكر اين نكات پرداخته است .
وى خود در مقام بيان وجه نامگذارى كتابش مىگويد :
چونكه اصل كتاب به تنقيح المقال فى الرجال ناميده شد ، پس سزاوار است كه اين كتاب بهنام تصحيح تنقيح المقال ناميده شود ، و لكن برخى از فضلا نام قاموس الرجال را براى ما اختيار كردند و از آنجا كه اين نام كوتاهتر است ، پس نيكوتر است ، و بهترين كلام ، كلام كوتاه و پرمعنى است . . . .
و با آنكه اين كتاب تعليقه و حاشيه است ، و لكن آن را همچون كتابى مستقل درآوردم تا آنكه مراجعه به اين كتاب خواننده را از مراجعه به تنقيح المقال مستغنى سازد . « 1 »
چند نكته در مورد اين كتاب وجود دارد كه بايد به آنها بپردازيم :
1 . اشتباهات تنقيح المقال . چنانكه اشاره شد مرحوم شوشترى با توجه به اشتباهاتى كه مرحوم مامقانى در كتاب تنقيح المقال مرتكب شده است در مقام نقد اين كتاب و تصحيح اشتباهات آن برآمده است . نكاتى را كه به عنوان اشكالات كلى در تنقيح المقال ايشان بيان كردهاند در چند دسته قابل تنظيم است .
دسته اول : اشكالات تأليفى كتاب . برخى از اين اشكالات ، مربوط به شيوهء تدوين و تأليف كتاب است ؛ از جمله :
1 . گردآوردن توثيقات متأخرين در كنار توثيقات قدما موجب طولانى شدن مبحث ، بدون دليل موجه است به اين دليل كه با وجود توثيقات قدما و اصلى بودن آنها ، ذكر توثيقات متأخران كه مبتنى بر توثيقات گذشتگان است ضرورتى ندارد .
البته در صورتى كه توثيق در كلام قدما روشن و واضح نباشد - مثل اينكه در شرححال ديگرى ذكر شده باشد و يا از مفهوم كلام قدما توثيق كسى استفاده شده
هامش
( 1 ) . قاموس الرجال ، ص 12 .