صحابه كه اهل سنت نگاشتهاند استفاده كرده است . در مواردى مطالبى از اين منابع نقل شده كه بدون تحقيق دربارهء وجود عنوان مورد نظر بوده است ، از جمله :
در شرححال خارجة بن جبله در مصادر اصلى برخى بهصورت احتمالى و برخى قطعى جبلة بن خارجه را ذكر كردهاند . « 1 »
در شرححال خارجة بن حمير اشجعى هم در مصادر اصلى بهجاى « خارجة » « جاريه » و بهجاى « حمير » ، « خمير » و « جميز » ذكر شده و برخى بهجاى اين عنوان ، « حمزة بن الجميز » ذكر كردهاند . « 2 »
و موارد ديگرى كه بايد مؤلف هنگام عنوان نام آنها ابتدا در وجود چنين عناوينى تحقيق مىكرد .
6 . عدم تذكر توحيد مختلفات . گاه عناوين متعددى را كه حكايت از شخص واحدى دارند ذكر كرده و به وحدت آنها اشاره نكرده است . اين نكته مىتواند موهم تعدد اين افراد باشد . چنانكه در تنقيح المقال در حرف عين نام « عبد الرحمان بن سعد » ذكر شده و در حرف ميم ، منذر بن سعد آمده ، درحالىكه اين دو عنوان يكى است و هردو همان ابو حميد ساعدى است . مامقانى به اتحاد اين افراد اشارهاى نكرده است . « 3 »
7 . اشتباه در نسبت اقوال . مامقانى در نسبت دادن اقوال و آراء گاه دچار اشتباه شده است ؛ مثلا مطلبى را كه قدما گفتهاند به متأخرين نسبت داده و از آنها دليل خواسته است . يا گاه مطلبى را كه يكى از بزرگان رجالى گفته است به كسى كه از او آن مطلب را نقل كرده نسبت داده . به اين ترتيب حقّ كسى كه تحقيق اصل مطلب را برعهده داشته تضييع كرده است . نمونههاى اين اشتباه در لابهلاى كتاب تنقيح المقال بهصورت متفرق وجود دارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . قاموس الرجال ، ج 4 ، ص 92 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 93 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 11 - 12 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 12 .