اين شهر و در دو فرسخى فوشنج به شاخههاى متعددى تقسيم مىشود و يكى از آنها يعنى خشكرود به سرخس مىرسد كه در آنجا نيز از زير پلى بزرگ مىگذرد و به سوى محلى به نام الاجمه بين سرخس و ابيورد داراى چراگاههاى زيادى است و سلطان يك دهم ارزش جانورانى كه در آنجا چرا مىكردهاند از صاحبان آنها دريافت مىداشته جريان پيدا مىكرده است 128 . دربارهء وضعيت منابع آبى سرخس بين مورخان توافق كامل وجود ندارد . يعقوبى مىنويسد در سرخس رودخانه و چشمه وجود نداشته و آب مردم محل از چاهها تأمين مىشده است 129 ، درحالىكه برخى ديگر از نويسندگان از همين خشكرود كه بيشتر روزهاى سال خشك بوده ، نام بردهاند . نويسندهء حدود العالم نوشته خشكرود از داخل بازار سرخس عبور مىكرده و تنها در سالهاى بارانى آب داشته است 130 . مقدسى بر اين مطالب اضافه مىكند كه آب نوشيدنى و مصرفى اهالى سرخس از چاهها تأمين مىشده و داراى رودخانهاى نظيفى بوده كه هرازگاهى آب داشته است 131 . گزارش نويسندهء اشكال العالم نيز همينگونه است . او نوشته در سرخس بجز رودخانهء هرات كه آب آنگاهگاه به سرخس مىرسيده ، آب روان ديگرى موجود نبوده و آب مصرفى بيشتر مزارع كشاورزى از آب باران و بركههايى كه پس از بارش ايجاد مىشده تأمين مىشده 132 و ابن حوقل و مقدسى نيز همين گفتار را تائيد كردهاند 133 . در ابيورد نيز همين وضعيت حاكم بوده و اين شهر تنها رودخانهء كوچكى داشته و شهركهاى تابعهء آن چون كوفن از آب كاريز استفاده مىكردهاند و آب دندانقان از چاه تأمين مىشده است 134 . وضعيت آبى شهرهاى نسا و مرورود بهتر از سرخس و ابيورد بوده و اين دو شهر و روستاهاى تابعهء آنها داراى منابع آب كافى براى كشاورزى و زراعت بودهاند . ابن حوقل مىنويسد نسا شهرى با آب و باغ بسيار بوده اما توضيح نمىدهد كه آب آن از كدام منابع تأمين مىشده و توضيحات جيهانى نيز به همين گونه است 135 اما دربارهء افراوه ، يكى از شهركهاى نسا گزارش شده كه داراى چشمههاى فراوانى بوده است 136 ؛ بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه خود شهر نسا نيز از همين چشمهها سود مىبرده و چنانكه مقدسى نيز نوشته ، در اطراف آن چشمههايى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٣٣٨