تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
سهميه شده به درستى به محلهء موردنظر برسد . ميراب بزرگ يا سرميراب كه بر توزيع آب نظارت مىكرد ، از نيرومندترين افراد شهر محسوب مىشد و يك نيروى ده هزار نفره تحت اختيار خود داشته است 123 . بجز رود مرغاب و شاخه‌هاى آن ، مرو از آب‌هاى چشمه‌هاى اطراف و كاريز نيز استفاده مىكرده است . دربارهء وجود كاريز در ناحيهء مرو ، مدارك تاريخى كافى وجود ندارد اما استخرى در زمان توصيف كهندژ شهر مىنويسد كه آب آن از كاريز تأمين مىشده است 124 . با توجه به موقعيت طبيعى مرو و نبودن كوهستان در نزديكى آن مىتوان تصور كرد اگر نوشته‌هاى استخرى مبنى بر استفاده از كاريز در مرو صحيح باشد ، بدون شك منظور كاريز از نوع كاريزهاى رودخانه‌اى بوده است . در اين نوع كاريزها از سفره‌هاى زيرزمينى كوهستان استفاده نمىشود بلكه اين كاريزها آب رودخانه‌ها را به مناطق موردنظر حمل مىكنند . استفاده از آب چشمه‌هاى اطراف نيز از سوى برخى از نويسندگان دوران اسلامى تائيد شده است 125 . لسترنج با استناد به حافظ ابرو مىنويسد كه مغولان سدها و بندهاى آب و تأسيسات ديگر آبيارى آن‌را كاملا خراب كرده و از بين بردند و باعث سقوط اقتصادى و اجتماعى شهر شدند 126 . محقق ديگرى نيز اين نكته را تائيد كرده و مىنويسد كه يكى از علل عمدهء سقوط مرو و شهرهاى اطراف آن خرابى و از بين رفتن نظام آبيارى و سده‌اى آن بوده است 127 . شهرك‌هاى تابعهء مرو نيز آب مصرفى خود را مستقيما از رودخانهء مرغاب و نهرهاى كوچك جارى و چشمه‌هاى دور و نزديك دريافت مىكردند . در برخى موارد ، مثلا سرخس يا ابيورد كمبود آب مشكل بزرگى بشمار مىرفته است . احتمالا به همين دليل بوده كه ساكنان شهرهاى يادشده و روستاهاى تابعهء آن بيشتر به دامدارى مىپرداخته‌اند تا به كشاورزى . ابن رسته نوشته كه سرچشمهء رود هرات همان سرچشمهء مرغاب بوده است و رودخانهء اولى پس از گذشتن از دشت‌هاى مختلف به بخش بالاى هرات مىرسد و سپس به سوى فوشنج رفته و بعد به سوى سرخس سرازير مىشود اما پيش از رسيدن به