طولانى ، حدود يك ماه به قندهار و پس از طى مسير يك ماهه به سيستان مىرسد . رود ديگر پس از طى مسيرى بالغ بر سى روز راه به مرو ، رودخانهء سوم به بلخ و رودخانهء چهارم پس از چهل روز به خوارزم مىرسد . يعقوبى ادامه مىدهد كه كليهء اين رودها از باميان سرچشمه مىگيرند ؛ يعنى جايى كه معادن مس ، جيوه و روى در آن وجود دارد 111 . دربارهء نام اين رودخانه لسترنج نوشته ابن حوقل نام آن را به شكل مرغاب و مرغاب آورده و سپس با استناد به استخرى اشاره مىكند كه مرغاب نام محلى است كه اين رودخانه از آن سرچشمه مىگيرد 112 . با مراجعه به نسخه موجود و در دسترس كتابهاى استخرى و ابن حوقل اين نكته چنان كه لسترنج بيان كرده ديده نشده است .
دربارهء اشتقاق نام رودخانهء مرغاب ، استخرى دو روايت جداگانه آورده است . در روايت نخستين آمده كه مرغاب به معناى « آب مرو » است ؛ درحالىكه در روايت دوم آمده محل سرچشمهء اين رودخانه در غرجستان مرغ ناميده مىشود كه نام رودخانه از آن گرفته شده است 113 . روايت دوم با نوشتههاى ابن حوقل هماهنگى دارد . ابن حوقل در اينجا نيز ، همچنان موارد بىشمار ديگرى ، گفتههاى استخرى را تكرار مىكند . وى مىنويسد اين رودخانه از منطقهاى در ماوراء باميان سرچشمه مىگيرد و معناى نام آن « آب مرو » است و اضافه مىكند به نظر برخى نام آن از نام سرچشمهء آن مشتق شده است 114 . مقدسى ، به دليل آنكه اين رودخانه هم مرو و هم مرورود را سيراب مىكند ، از آن با نام رود مروين نام برده است 115 . مقدسى در تشريح اين رودخانه نوشته از غور سرچشمه مىگيرد و به غرج الشار ( غرجستان استخرى ) مىرسد و سپس از مرورود گذشته و به سوى مرو جريان پيدا مىكند و در فاصلهء يك مرحله از اين شهر وارد دشتى مىشود كه بندها ، سدها و ميرآبان در آنجا هستند 116 . نويسندهء ناشناس حدود العالم نيز سرچشمهء اين رودخانه را در غور و غرجستان مىداند : « و ديگر رود مروست از حد ميان گوزگانان و غور و از حد غرجستان بگشايد و بر بشين بگذرد ميان دره ببرد و بر مرورود و دز حنف و لوكر و بركدر و كيرنگ بگذرد و به مرو رسد اندر كشتهاء مرو به كار رود » 117 .
به نظر مىرسد براى برخى از نويسندگان دوران اسلامى ، اين رودخانه يا حداقل يكى از
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٣٣٥