مطالعات باستانشناسى نشان داده است در زمان شكوفايى فرهنگ موسوم به دهستان 107 از اواسط هزارهء دوم پيش از ميلاد از شبكههاى آبيارى استفاده مىشده و در اوايل هزارهء اول پيش از ميلاد شاخههاى اصلى كانالهاى طويلتر تغيير وضعيت دادهاند . در دوران آهن ، دشت مصريان با شبكهاى از كانالها آبيارى مىشده كه طول برخى از آنها كه از رودخانهء اترك به اين دشت كشيده شده بوده به 50 تا 60 كيلومتر نيز مىرسيده است 108 . گزارشهايى از مورخ يونانى هرودوت در دست است كه نشان مىدهد نظارت آبهاى منطقه در زمان هخامنشيان مستقيما تحت نظر شاهان اين سلسله بوده است 109 .
* * * ديديم كه طى سدههاى نخستين اسلامى ، چه مادر - شهر مرو و چه شهرها و شهركهاى تابعهء آن ، از نظر كشاورزى رونق كافى داشتهاند . شهرها و شهركهاى واقع در كرانههاى رودخانهء مرغاب يا نزديكى شاخههاى آن ، طبق گفتههاى مورخان دوران اسلامى ، خلاف شهرهاى دور از رودخانه ، مانند سرخس كه در پايان مسير رودخانهء هريرود قرار داشته ، عموما داراى آب كافى بودند . طبق نوشتههاى مسلمانان آب سرخس تنها زمانى كافى بود كه رودخانه لبريز مىشد و بيشتر آب مصرفى اين شهر از طريق جمعآورى آب باران يا استفاده از آب توليدى از چاهها تأمين مىشده است .
پيش از آنكه به وضعيت آب و آبيارى شهرهاى ناحيه مرو بپردازيم ، لازم است نكاتى دربارهء مرغاب كه نويسندگان دوران اسلامى و محققان معاصر دربارهء اين طولانىترين رودخانهء منطقه نوشتهاند بازگو كنيم . لسترنج براساس نوشتههاى مورخان مسلمان به ويژه استخرى نوشته اين رودخانه از كوههاى غور در شمال شرقى هرات سرچشمه مىگيرد و با سيراب كردن مرورود به سوى شمال مىپيچد و از مرو گذشته و سپس به شاخههايى تقسيم مىشود و در بيابانهاى غز ناپديد مىگردد 110 . در مورد سرچشمهء اين رودخانه يعقوبى در يكى از كتابهاى خود ، البلدان ، نوشته است كه در كوههاى باميان چشمهها و سرچشمههاى آبى وجود دارد كه رودخانههايى از آنها سرچشمه مىگيرند كه هركدام در مسيرى جداگانه راه مىپيمايند . يكى از رودخانهها پس از طى مسيرى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٣٣٤