تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
افغانستان بستگى دارد كه آن نيز به نوبهء خود با مونسون‌هاى ( فصلهاى بارانى ) شبه‌قارهء هند مرتبط است ، جريان‌هاى اين دو رود به ازدياد مقدار رطوبت منطقه كمك زيادى نمىكند . در تركمنستان امروزى سه منطقهء مرطوب وجود دارد كه عبارتند از كپت‌داغ كه ريزش باران‌هاى ساليانه در آن ، نهرهاى كوچكى را در دشت‌هاى دامنه ارتفاعات ايجاد مىكنند و اين نهرها به نوبهء خود و به خاطر تبخير زياد خشك شده و تشكيل دلتاهاى بسيار كوچكى را مىدهند كه واحه‌هاى كشاورزى در كنار آن‌ها ايجاد مىشود . منطقهء ديگر يكى دلتاهاى رودهاى تجن و مرغاب و منطقهء سوم منطقهء رسوبى آمودرياست كه منتقل‌كنندهء آب‌هاى هندوكش و هيماليا هستند 103 . اين كمبود آب و رطوبت ، باعث شده از ديرباز ساكنان ناحيهء مرو در فكر ايجاد آبراه‌هاى مصنوعى براى استفاده از آب و كشت و زرع در منطقه باشند . اين كوشش‌ها در دوران معاصر نيز ادامه داشته و كانال بزرگ قره‌قوم پس از جنگ دوم جهانى و با صرف نيروى خارق العاده‌اى با هدف احياى زمين‌هاى كشاورزى واقع بين هندوكش و كپت‌داغ و بيابان ساخته شد . اين كانال بسيارى از نهرهايى كه ساليان دراز در منطقه جارى بوده‌اند بريده و آب باران‌ها را نيز در خود جمع كرده و سپس كليهء اين آب‌ها را به بيابان‌ها و شنزارهاى بخش‌هاى گونه‌گون تركمنستان حمل مىكنند 104 . بزرگ‌ترين رودخانه‌هاى موجود در جنوب قره‌قوم مرغاب و تجن هستند كه در كرانه‌هاى آن‌ها صدها و صدها محوطهء باستانى از زمان‌هاى گوناگون وجود دارد . دلتاى رودخانهء مرغاب ، احتمالا از دورهء هولوسن
( Holocene )
وجود داشته است ، بنابراين به نظر مىرسد مسكون شدن اين منطقه در زمانى جديد ؛ يعنى دوران مفرغ صورت گرفته است . يكى از علل اين تأخير ممكن است به خاطر وجود دلتاهاى مختلفى باشد كه محوطه‌هاى قديم‌تر را از بين برده و در زير رسوبات خود مدفون كرده باشد 105 ، جابه‌جايى شاخه‌هاى رودخانهء مرغاب به سوى مغرب نيز در آن بىتأثير نبوده است 106 . وضعيت فيزيكى و ظاهرى اين منطقه ، چنان‌كه پيشتر گفتيم ، از زمان ساختمان كانال قره‌قوم در چند دههء گذشته به شدت عوض شده و مناطق بسيارى زير كشت رفته‌اند .
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 333 | منصور سيد سجادى