همين نوشتهء مقدسى ، در تمام مدت شبانهروز چهارصد شناگر و غواص در نخستين ايستگاه توزيع آب آماده به خدمت و رفع هرگونه مشكل ناشى از جريان آب و تميز كردن آبراههها بودند . اينان در روزهاى سرد ، بدن خود را با موم چرب مىكرده و سپس وارد آب مىشدند 71 .
در كنار گروههاى نام برده شده در بالا ، در شهر تعداد بسيار زيادى از علما ، آموزگاران و كتابدارانى هم وجود داشتند كه به مشكلات معنوى و فرهنگى مردم رسيدگى و آنان را در انجام تكاليف مذهبى خود يارى مىكردهاند .
چنانكه در فصول پيشين ديده شد ، شهر مرو ، شهرها و شهركهاى تابعهء آن همگى داراى بازارهاى متعدد و بزرگى بودند كه تجار عمده ، خردهفروشان و دورهگردان در اين بازارها و اطراف آن به كسب و كار و خريد و فروش كالا مىپرداختند . به اين گروه از فعالان مىتوانيم نام صرافان را نيز اضافه كنيم كه خود داراى محله و بازارى خصوصى در شهر مرو بودند 72 . نساجان مرو و شهرهاى اطراف آن در منطقه معروف بودند .
شهرت آنان بيشتر به خاطر كار بر روى پارچههاى ابريشمى و نيز توليد پارچههاى مختلف ديگر در شهرهاى مرو ، نسا و سرخس بوده است 73 . سرخس يكى از مراكز قابل توجه توليد پارچه و لباس بشمار مىرفته است 74 . در خود شهر مرو ، بجز توليد ابريشم ، پارچههاى كتانى 75 زيبا و پارچههاى پنبهاى نرمى توليد مىشده است 76 . لسترنج مىنويسد علاوه بر صنعت پارچهبافى ، رويگرى نيز جزو صنايع رايج شهر بشمار مىرفته است 77 و جوينى از دروازهاى به نام دروازهء سراجان در نزديكى ماهياباد در مشرق شهر سخن مىگويد 78 كه چنان از نامش پيداست سراجان شهر در آنجا به كار و داد و ستد مشغول بودند .
شبانان و كشاورزان در مرو بسيار بودند به خصوص شغل شبانى و شتربانى در ميان اعراب شهر هواخواهان بسيار داشته است . جيهانى نوشته اعراب اطراف سرخس شتربان بودهاند 79 و استخرى نيز از وجود شتران بسيار در سرخس و بلخ سخن مىگويد 80 . از شتران براى گوشت ، شير ، پشم ، پوست ، سفر و حملونقل و نيروى كار در آسياى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٣٣٠