تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
سغدى و كوشانى - باخترى نيز رايج بوده است 63 . حضور اعراب در منطقه تغييراتى وسيع در زبان‌هاى رايج منطقه را نيز باعث شد و اين زبان به سرعت در خراسان و شهرهاى آن به مثابه زبان فاتحان و آيين جديد رو به گسترش گذاشت اما طى سال‌هاى بعدى آرام آرام تحت‌تأثير زبان فارسى و ساير زبان‌هاى ايرانى منطقه قرار گرفت تا اين‌كه سرانجام تقريبا از بين رفت . زبان فارسى ابتدا اصطلاحات مذهبى را از عربى رايج در خراسان اخذ كرد اما در عين حال اصطلاحات ادارى ، اجتماعى و سياسى را كه در زبان عربى رايج نبود به آن زبان وام داد . مقاومت زبان فارسى در آسياى مركزى در مقابل عربى چنان بود كه بعدها ايران فرهنگى ، خلاف كليهء سرزمين‌هاى مفتوحهء ديگر كه عرب‌زبان شدند ، تنها سرزمينى بود كه زبان كهن خود را ، اگر چه با تغييرات وسيع و لازمى ، نگاه داشت 64 . با وجود گسترش وسيع اوليهء زبان عربى در خراسان ، زبان‌ها و لهجه‌هاى ديگر به كلى از بين نرفتند . دربارهء گسترش و غناى عربى رايج در خراسان ، مقدسى مىنويسد در هيچ جاى جهان اسلام تلفظ زبان عربى خوش‌تر از لهجهء خراسانى آن نيست 65 . در ميان نويسندگان دوران اسلامى هيچ‌يك به خوبى و دقت مقدسى زبان‌هاى رايج خراسان را تشريح نكرده است : او نوشته : « لهجه‌هاى گوناگون دارند و زبان نيشابور رساتر و گيراتر است ولى آغاز واژه‌ها را كسره مىدهند و آن را به ى اشباع مىكنند ، مانند : بيگو ، بيشو و سين بيفايده مىافزايند ، چنان‌كه بخردستى ، بگفتستى ، بخفتستى و مانند آن‌ها كه سستى و لحاح را مىرساند . مردم طوس و نسا خوش‌زبان‌ترند . سخن سگستانيان با پوزش دشمنانه با صداى بلند از سينه بيرون مىآيد . زبان بست بهتر است ( و روستايشان و روستاهاى نيشابور زبانى ديگر دارند كه خشن است ) ، زبان دو مرو بد نيست ، جز آن‌كه در آن نيز يورش و گردن‌فرازى و كشيدن دنباله واژه‌ها ديده مىشود . نبينى كه مردم نيشابور گويند : براى اين و در مرو گويند : بترون اين ، يعنى به سبب اين ! كه يك حرف اضافه كرده‌اند و چون نيك بنگرى مانند آن بسيار است . زبان مردم بلخ شيرين‌ترين زبانهاست ، جز اين‌كه واژه‌هاى زشت نيز به كار مىبرند . زبان