مىكردند و به اين ترتيب در ايجاد رابطهء فرهنگى و تمدنى بين مسلمانان و اقوام ديگر نقشى مهم برعهده داشتند . شهرهاى مهم مسيحى در خراسان ابيورد و رام پيروز بودهاند .
اگر چه در دوران ساسانى زردشتىگرى آيين دولتى بشمار مىرفت و بيشتر مردم مرو نيز زردشتى بودند ، اما اهميت مسيحيان در اين شهر آنچنان بود كه محل اقامت اسقف نستوريان بشمار مىرفت 50 . طبق نظر ماركوارت مرو در سال 553 ميلادى محل اقامت رسمى اسقفى نستورى بود و در سالهاى 430 ، 458 ، 499 ، 553 و 558 ميلادى محل اقامت مطران مسيحيان نيز بود . مطران مرو ، اليا ، در دوران اعراب بسيار فعال بود و به همين خاطر مسيحيت در تخارستان و سرزمينهاى تركان پيشرفت بسيار كرد 51 . در واحهء مرو ، خرابهها و باقىماندههاى كليساهاى مسيحى ديده مىشود كه از جمله آنها مىتوان از چوربا كوشك مربوط به سدههاى پنجم و ششم ميلادى و صومعه گيور قلعه مربوط به سدهء پنجم ميلادى ياد كرد .
در سدههاى پايانى دوران ساسانى و آغاز دوران اسلامى در مرو پيروان مانى و شايد گروههاى كوچك نيمه مخفى مزدكى نيز حضور داشتند كه البته حضور اينان در خراسان بزرگ و ما وراء النهر از طريق برخى اسناد و مدارك تاريخى - باستانشناسى در خراسان بزرگ دانسته است اما دربارهء اين حضور در خود شهر مرو تقريبا هيچ مدرك قابل استنادى در دست نيست . طبق نظر فراى به خاطر مشكلات موجود در رديابى آثار مانوى ، اثبات حضور آنان كارى بسيار دشوار است 52 .
خراسان و مرو محل نشو و نماى برخى از مصلحان يا شورشيان مذهبى بوده است كه هم با نام زردشت و هم تحت لواى اسلام به فعاليتهاى مذهبى دست زده و پيروانى داشتهاند كه از ميان آنان مىتوان جنبشهاى خداش ، ابو مسلميه ، اسحاق ترك ، سنبادگبر ، ابن مقنع و برخى ديگر را نام برد .
پس از پيدايى اسلام و تغيير آيين بسيارى از مردم به مذهب جديد ، در ابتدا اسلام و تنها اسلام بدون هيچ تفرقه و شاخهاى آيين مردم و آيين « رسمى » آنجا شد . پس از گذشت ساليانى ، شعبات جديدى در آيين جديد پيدا شد كه باعث تفرقه و تفرق بين
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٣٢٤