تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
قرينين در نزديكى مرو رود مطالبى را گفته‌اند ، بيان كرد . اينان نوشته‌اند كه مردم قرينين پيروان به‌آفريد بوده‌اند و حدود العالم نوشته : « و اندر وى گبركانند و ايشان را به‌آفريديان خوانند » 57 . براساس مدارك تاريخى مىدانيم كه پيروان به‌آفريد نه تنها « گبر » نبوده‌اند بلكه بيشتر تحت آزار و اذيت زردشتيان بودند تا تحت فشار مسلمانان . ابن نديم نوشته به‌آفريد مجوسى بوده از نيشابور كه مردم را به آيين خود دعوت مىكرده و در خراسان پيروان زيادى داشته است 58 . همين متون نشان مىدهند از آن‌جا كه جنبش به‌آفريد شورشى عليه بخشى فاسد از موبدان زردشتى بود ، آنان مورد نفرت زردشتيان بودند و شايد به همين خاطر بود كه به‌آفريد كوشش مىكرد تا آيينى جديد بر پايهء باورهاى زردشتى با اقتباس‌هايى از اسلام ، كه تمام بندگان خدا را يكسان تلقى مىكرد ، بيافريند و باز احتمالا همين علتى بوده كه موبدان زردشتى از خليفهء وقت كشتن او را درخواست مىكردند و سرانجام جنبش وى با كشتن او به دست ابو مسلم در سال 131 هجرى از بين رفت . دربارهء حضور زردشتيان در خراسان و مرو بجز منابع تاريخى ، باقىمانده‌هاى آتشكده‌ها 59 نيز گواه ديگرى بشمار مىروند . يكى از اين آتشكده‌ها ، كه توسط بسيارى از مورخان سدهء چهارم نيز به وجود آن اشاره شده ، آتشكدهء سرشك در نزديكى شهر هرات است 60 . ابن حوقل نوشته اين آتشكده در كوه‌هاى هرات و دو فرسخى شهر و در راه بلخ واقع شده بوده و اشاره دارد كه بين اين آتشكده و شهر هرات كليسايى مسيحى نيز وجود دارد 61 . * * * دربارهء زبان‌ها و لهجه‌هاى موجود در خراسان بزرگ ، محقق روسى ، ارانسكى نوشته در آسياى مركزى و سرزمين‌هاى اطراف آن مردمى كه به زبان‌هاى ايرانى سخن مىگفتند مىزيسته‌اند 62 و دانشمند آمريكايى ريچارد فراى تاكيد دارد كه زبان نوشتارى ديوان خراسان شبيه به مردم اهواز ؛ يعنى فارسى ميانه بود ، درحالىكه زبان گفتارى عمومى زبان درى بوده است . او اضافه مىكند در مرو لهجه‌هاى مختلفى مشتق از زبان
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 326 | منصور سيد سجادى