فلات ايران با فرهنگ هلنيستى در دوران پس از اسكندر است 95 .
3 . 2 . شهركهاى نسا
چنانكه پيشتر گفتيم ، نسا داراى دو شهرك ، دو رباط مهم و يك سلسله روستاى كوچكتر بوده است 96 . شهركهاى نسا ، سفينقان و جرمقان و رباطهاى آن افراوه و شارستانه بودهاند .
سفينقان : مقدسى دربارهء اين شهرك نوشته ، تابع نسا و از جرمقان بزرگتر است 97 .
ياقوت آن را با نام اسفينقان خوانده و از توابع نيشابور مىداند 98 . نويسندهء ناشناس حدود العالم آن را سيبينكان خوانده و همراه با جرمگان و دو روستاى كوچكتر به نامهاى خوجان و راوينى كه داراى كشت و برز بسيار بوده و در ميان كوه و دشت واقع شده بودند ، همگى را از توابع نيشابور دانسته است 99 .
جرمقان : شهرك ديگرى از نساست و چنانكه گفته شد ، در حدود العالم نامش همراه سيبينكان آمده است 100 . اين نام در متون ديگر ديده نشده ، بجز موردى كه نامى شبيه به آن ؛ يعنى جرموكان كه از توابع توس بوده ، آمده است 101 .
دو رباط شهر بنابر گفتهء مقدسى عبارت بودند از افراوه و شارستانه 102 . رباط اولى افراوه ، از رباطهاى بسيار مهم منطقه شمرده مىشده ؛ زيرا محل مرزبانانى بوده كه براى مقابله با غزان در آنجا سكنى گزيده بودند و احتمالا به خاطر همين وضعيت نظامى و دفاعى آن بوده كه مقدسى اين رباط را مهمتر و درخور توجه زياد دانسته است . جيهانى نوشته اين رباط در ميان صحرا واقع شده و محل اسكان نيروهاى نظاميى بوده كه وظيفهء نگاهبانى از مرزهاى آن حدود را برعهده داشتهاند . جيهانى اضافه كرده از آنجا كه تنها منبع آبى موجود در افراوه يك چشمه بوده ، ساكنان آنجا به كشاورزى نمىپرداختهاند و تنها برخى از سبزىهاى مورد نياز خود را كشت مىكردهاند 103 . استخرى و ابن حوقل نيز همين مطلب را تكرار و اضافه مىكنند كه شمار ساكنان آنجا هيچگاه كمتر از هزار نفر نبوده 104 . ابن حوقل به گفتههاى اين نويسندگان اضافه مىكند ، اگر چه تعداد نيروهاى