داراى دو شهرك اسفينقان و جرمقان است و دو رباط مشهور آن افراوه و شارستانه هستند 54 ؛ درحالىكه نويسندگان ديگرى چون ابن خردادبه و ابن رسته آن را به نيشابور منتسب نمىكنند . در حقيقت در هيچ يك از متون دوران اسلامى شناخته شده شهر نسا به مرو منتسب نمىشود و نويسندگان مختلف از ارتباط آن با شهرهاى سرخس و ابيورد سخن راندهاند 55 . حدود العالم بدون اشاره به انتساب اين شهر به مرو يا جاى ديگرى نوشته : « نسا - شهريست بر دامن كوه نهاده ، اندر ميان كوه و بيابان ، با نعمت بسيار و هواى بد و آبهاى روان » 56 . نوشتههاى ديگر نويسندگان نيز كموبيش مطابق نوشتههاى نويسندهء حدود العالم هستند .
دربارهء نام نسا و ساختمان آن روايات گوناگونى وجود دارد كه بيشتر آنها عاميانه به نظر مىرسد . به عنوان مثال ياقوت ، با استناد به ابو سعد ، نوشته زمانى كه مسلمانان وارد اين شهر شدند ، در آنجا مردى نديدند ، همگى گريخته بودند ، و تنها زنانى را در شهر يافتند كه امكان نبرد با آنان وجود نداشت و به اين جهت نام نسا به اين شهر داده شد 57 . در كنار اين وجه اشتقاق بسيار عاميانه ، در متون ديگر دوران اسلامى نيز وجه اشتقاق قابل پذيرشى ديده نشده است . در حقيقت تنها وجه قابل پذيرش آنى است كه در اوستا دربارهء نام اين شهر آمده است كه برطبق آن ، نام اين شهر به صورت پنجمين شهر ( سرزمين ) اهورامزدا آفريده كه بين بلخ و مرو واقع شده آمده است 58 . در حقيقت اگر چه تمام محققين دربارهء تطبيق محل نساى اوستايى با نساى دوران اسلامى هم داستان نيستند ، اما بيشتر آنان در اين نكته متفق القولند كه نساى مورد اشارهء اوستا همان نساى موجود در جنوب عشق آباد پايتخت تركمنستان فعلى ؛ يعنى جايى كه آثار معمارى بسيارى به خصوص از دورهء پارتى از آن به دست آمده است . برخى ديگر از همين محققين محل نساى اوستايى را در سرزمينهاى بين نيشابور و سرخس جستجو مىكنند 59 .
نام نسا در جاهاى مختلفى در شاهنامه نيز آمده است 60 . برخى از نويسندگان دوران اسلامى نامهاى ديگرى نيز به نسا اطلاق كردهاند كه ظاهرا آن را منسوب به نام بانى آن
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٢٨٣