قصر احنف / كوشك احنف
اين محل از سوى جغرافىنويسان و مورخان دوران اسلامى به شكل كامل تشريح نشده اما همگى آن را از توابع مرورود مىدانند 33 . حدود العالم آورده است كه : « دز حنف شهر اندر ميان صحرا ، با كشت و برز بسيار ، و اندر وى آبها روان است » 34 .
قدامة بن جعفر ، پيش از نويسندهء حدود العالم ، از اين شهرك به مثابه روستايى در دشت نامبرده است 35 . نام اين شهرك از نام فرمانده عرب ؛ يعنى احنف ابن قيس گرفته شده است . اگر چه اين شهرك در پيش از اسلام نيز موجود بوده اما نام ايرانى و اصيل آن شناخته شده نيست . نام شق الجرد كه بلاذرى به آن اطلاق كرده مىتواند ترجمهء نام فارسى و ايرانى آن باشد كه معناى درست آن دانسته نيست 36 .
قصر احنف در يك منزلى مرورود در راه بلخ 37 واقع شده و داراى مسجد و بازارى بوده و نهرى در آن جريان داشته و محصولات آن انگور و ميوه بوده است 38 . بلاذرى مىنويسد كه اين شهر در مقابل پرداخت 300000 درهم به احنف بن قيس تسليم شد 39 .
ديزه / دزه .
شهرك ديگرى از مرورود است 40 كه نام آن در كليهء متون به شكل ذره ( احتمالا دژك - دژ كوچك ) آمده است ؛ بجز كتاب اشكال العالم كه در آنجا ذره 41 خوانده شده است . احمد رنجبر ، با استناد به ياقوت و لسترنج نوشته اين محل سنوان ناميده مىشده است 42 اما اين نام آخرى مورد اشارهء رنجبر ، نام دژى حصاردار در تخارستان است و ربطى به ديزه يا دزهء مرورود ندارد 43 .
ديزه در بخش علياى مرورود واقع شده بوده و توسط رودخانهء مرغاب كه با پلى با يكديگر مرتبط بودند به دو بخش مىشده است 44 . دربارهء وضعيت معمارى و تقسيم بندىهاى اين شهرك نيز اطلاعات كافى در دست نيست و تنها دانسته است كه بازارى و مسجد جامعى داشته و محصول عمدهء آن غلات و ميوه بوده است .