فاصلهء يك فرسخى زرق بوده است 57 . مقدسى نوشته كيرنگ در كنار هردو كرانهء رودخانه واقع شده بوده و دو بخش شهر توسط پلى با يكديگر متصل شده بودند 58 . در طول شهر و در كرانه رودخانه يك سلسله آسيابهايى وجود داشته كه آسيابى كه يزدگرد سوم در آن كشته شد ، احتمالا يكى از آنها بوده و از آنجاكه در دوران ساسانى زرق معروفتر و شناختهتر از كيرنگ بوده ، مورخان نام آسياب را به صورت آسياب زرق ضبط كردهاند .
ماشان
شهرك وابستهء ديگر مرو ، در حدود العالم با نام باشان 59 خوانده شده ؛ درحالىكه ياقوت همين شهرك را با نام فاشان 60 خوانده است . مورخان و نويسندگان ديگر چون استخرى ، ابن حوقل و ياقوت از آن با نام باشان ياد كردهاند 61 . اين باشان يا فاشان ياقوت ، امروزه با نام كورتلى يا كورتى خوانده مىشود . اختلاف ضبط نام شهرك را مىتوان نتيجهء اختلاط بين ب و م 62 از سوى كاتبان دانست . درهرحال نويسندگان سدههاى نخست اسلامى تائيد دارند كه ماشان / باشان شهركى مهم در ناحيه بشمار مىرفته كه وابسته به مرو و داراى مسجد و منبر نيز بوده است 64 . مقدسى نوشته از آنجاكه باشان مركز كشاورزى مهمى بشمار مىرفته ، مسجد جامع شهر در محلهء آنان واقع شده بوده است . آب اين شهرك مانند شهركهاى ديگر مرو از رود مرغاب تامين مىشده است 65 .
اين شهرك ، همانند كشميهن يكى از نقاط مورد توجه باستانشناسان بوده و تقريبا از ابتداى سدهء حاضر توسط باستانشناسان مورد بررسى و تحقيق قرار گرفته است . آخرين گروه باستانشناسانى كه در شهرك فوق به كار پرداختهاند ، گروه تحت رهبرى كوشلنكو بوده است كه در سال 1985 پس از كاوش و بررسى تاريخ شهر را به دوران ساسانيان نسبت دادند 66 . بقاياى ساختمانها و بناهاى بزرگ شهر تقريبا با آنچه در كاوشها به دست آمده ، انطباق دارند . آبراههاى بزرگ در قسمت شمالى شهر وجود دارد و بجز آن آثار و بقاياى خيابان ، يك ميدان بزرگ ، يك مسجد ( مسجد سجاد ) ، يك مناره و