تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
سرزمين غزان نسبت مىدهد 48 و همچنين است توصيف مقدسى از اين محل كه آن‌را در سرحد غز مىداند 49 . از شهر مرو دو دروازه مشكان دوران ساسانى و كشميهن سلجوقى به سوى كشميهن و ما وراء النهر باز مىشده‌اند . برطبق آن‌چه دينورى مورخ نوشته ، يكى از بزرگ‌ترين نبردهاى بين تركان و ايرانيان در زمان پادشاهى بهرام پنجم در همين كشميهن ؛ يعنى در جايى كه خاقان تركان كشته و لشكر او هزيمت يافته است ، صورت گرفته است 50 . كشميهن كه محل نبرد نهايى بين يزدگرد سوم ، پيش از كشته شدن او توسط آسيابان مرو و نيزك ترخان 51 نيز بوده ، امروزه تنها مجموعه‌اى از خرابه‌ها و تل خاك‌هايى است كه به خاطر حملات بىامان غزان از بين رفته و زمين‌هاى اطراف آن به صورت مزرعه و كشتزارهاى صيفى ( به خصوص خربزه‌هاى معروف مرو ) درآمده است .

كيرنگ :

شهرك مهم ديگر وابسته به مرو شهرك كيرنگ است كه در حدود العالم به صورت : « شهرىست خرد » 52 توصيف شده است . نام اين شهرك در فهرست حدود العالم پس از مرورود و پيش از مرو آمده است و اين مىتواند به آن معنا باشد كه نويسندهء حدود العالم اين شهرك را وابسته به مرورود و نه مرو ، مىدانسته ، اما استخرى و ابن حوقل وابستگى اين شهرك به شهر مرو را تائيد كرده‌اند 53 . هر دوى اين نويسندگان نوشته‌اند كه جيرنج ، شكل عربىشدهء كيرنگ ، جزو شهرك‌هاى مهم وابسته به مرو بوده كه داراى منبر بوده و اين گفته به آن معناست كه جمعيت اين شهر از ده هزار نفر هم بيشتر بوده است . مقدسى به نوشته‌هاى بالا مىافزايد كه شهرك داراى مسجد جامعى نيز بوده است 54 . به اين ترتيب و ظاهرا برعكس آن‌چه حدود العالم 55 دربارهء خردى اين شهرك نوشته ، از نوشته‌هاى ديگر برمىآيد كه وسعت شهر و جمعيت آن به حدى بوده است كه مىتوانسته داراى منبر و مسجد جامع باشد . كيرنگ در جنوب شرقى مرو و در شش فرسخى 56 آن و در كرانهء رودخانه و به