كشميهن :
اين نام را در متون تاريخى - جغرافيايى اسلامى به شكلهاى مختلفى چون كشميهن 37 و كشماهن 38 مىبينيم . در ميان محققان معاصر لسترنج به شكل كشميهن 39 اشاره دارد ؛ درحالىكه بارتولد هردو شكل را پذيرفته است 40 . بقاياى شهر قديمى در شمال - شرقى شهر مرو ، امروزه به شكل گروه خرابههايى موجود است كه به زبان تركمنى و شكل روسىشدهء آن به صورتهاى كوينه كيشمن ( كيشمن كهنه ) ، دينگلى كيشمن و كيشمن شرقى 41 ناميده مىشود . در نزديكى اين كيشمن ، محل ديگرى با نام اولى كيشمن وجود دارد كه مطابق با شهر هرمزفره يا مسفرى تاريخى است . كتاب حدود العالم نام كيشمن را ميان شهركهاى وابسته به مرو كه آب آن از رودخانهء مرو تأمين مىشود ، آورده است 42 . استخرى از آن به صورت مهمترين شهر منطقهء مرغيانه كه داراى يك منبر 43 بوده نام مىبرد و ابن حوقل با تأئيد آنچه استخرى نوشته اضافه مىكند كه كشميهن در صحراى شن ( ريگزار ) و در فاصلهء يك منزلى از مرو قرار گرفته بوده و بجز رودخانهء بزرگ ، داراى درختان بزرگ با ميوهء فراوان ، بازار ، كاروانسرا ، رباط و حمامهاى عمومى بزرگى نيز بوده است 44 . در سال 1882 ميلادى
( P . M Lesser )
اخبارى از كشميهن كهنه مىدهد . براساس اين اطلاعات ژوكوفسكى ، محل اين كشميهن كهنه را با كشميهن باستان و مورد اشارهء مورخان و جغرافىنويسان دوران اسلامى مطابقت كرد . هانتيگتون ، يكى از اعضاى هيات پومپلى ، كاوشگر معروف محوطهء باستانى آنو از دانشگاه پنسيلوانيا ، با بررسى در اطراف مرو در سال 1904 ميلادى ، نوشت كه اين كشميهن و آثار آن همزمان دورهء استقرار در گيورقلعه است . در سال 1946 ميلادى اس . آ . وياژگين
( S . A . Vejazigin )
، زمانى كه در حال بررسى و پيدا كردن ديوار معروف آنتيوخوس در ناحيهء مرو بود ، از كشميهن بازديد كرد و گزارش كوتاهى دربارهء اين محوطه نوشت 45 . در شمال شهرك كشميهن ، بقاياى دژ چهارگوشى با چهار برج ديده مىشود و در بخشهاى شمال شرقى و شرقى خرابههاى باقىماندهء اصلى اين شهرك باستانى بقاياى دروازهء ورودى شهركه با خشت ساخته شده