نيز قرار گرفته است . و ياژگين تاريخ اين خرابهها را بين سدهء نهم تا سيزدهم ميلادى ؛ يعنى اوج شكوفايى مادر - شهر مرو در دوران اسلامى دانسته است .
در سال 1952 ميلادى و زمانى كه باستانشناس روس ، ماسون و همكاران وى در حال بررسى راههاى قديمى ارتباطى ناحيهء مرو و ساير نقاط بودند ، از كشميهن نيز بازديد به عمل آوردند . نتيجهء مهمى كه از اين بازديد و بررسىهاى انجامشده ، توسط گروه ماسون به دست آمد ؛ يكى نيز اينكه شهر در دورههاى مختلفى مسكون بوده است .
فعاليتها و بررسىهاى باستانشناسى در كشميهن ، پس از كارهاى ماسون و همكارانش نيز ادامه يافت و در سال 1980 گروهى ديگر از باستانشناسان شوروى ( سابق ) به سرپرستى كوشلنكو اطلاعات و دادههاى ماسون و همكارانش را تائيد كردند . طبق اين دادهها اين شهر در دورهء هخامنشى پايهگذارى شده و حدود 27 هكتار مساحت داشته و بقاياى حصار آن به ارتفاع هفت متر هنوز باقى مانده است . گروه كوشلنكو ، بجز بناهاى يادمانى ، موفق به پيدا كردن محل آبراههء قديمى شهر نيز گرديد . طبق دادهها و اطلاعات اين گروه ، بين سدههاى نهم تا يازدهم ميلادى ، كشميهن از شكل يك روستاى پررونق كشاورزى تبديل به شهركى يا شهرى كوچك و دژ ( قلعه ) اصلى آن تبديل به شهر داخلى ( كهندژ ) شده و ديوار دفاعى آن در سدهء دهم ميلادى ساخته شده و وسعت آن به حدود 80 هكتار رسيده است . در اين دوره ، شهر داراى خيابانى اصلى به طول تقريبى يك كيلومتر نيز بوده است . بجز خانهها و بناهاى داخل كهندژ ، در بيرون از شهر داخلى نيز بناها و ساختمانهايى ، به خصوص كوشكها و كاروانسراهايى وجود داشته است 46 . بدين ترتيب ، كشميهن در حدود و سرحد بيابان و در فاصلهء يك منزلى مرو و در سر راه بخارا و جايى كه آخرين بخشهاى زراعت شدهء منطقهء شمال - شرقى مرو و پيش از رسيدن به بيابان بزرگ قرهقوم ، قرار داشته است .
در سدههاى نخستين دوران اسلامى ، كشميهن ، به خاطر محصول پررونق خود ؛ يعنى توليد كشمش به « مويز كشماهانى » 47 معروف بوده است . قدامة بن جعفر ، نويسندهء كتاب الخراج اين محل را به مثابه روستايى بزرگ در حدود بيابان توصيف كرده و آن را به
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٢٤٢