مىبرد . همين نويسنده اعتراف مىكند كه نمىداند آيا شهر مرورود را جزيى از مرو بداند يا نه 1 ؛ زيراكه : « مرو مادر شهر سرزمين عجمان بوده و شايستهترين جا براى نسبت دادن مورد نزاع به آن مىباشد » 2 . تعلق شهرهاى زرق ، سنج ، قرينين ، كوشميهن ، كيرنگ ، ماشان ، هرمزفره ، دندانقان ، گنوگرد و خرق به مادر - شهر مرو همگى جغرافىنويسان و مورخان است .
زرق
اين ناحيه در حدود العالم با اين نام خوانده شده و از آن به عنوان يك مركز كشاورزى در نزديكىهاى رود مرو نامبرده شده است 3 . نام اين شهر در كليهء نوشتههاى تاريخى آمده ؛ زيرا در آسياب اين شهرك آخرين پادشاه ساسانى واپسين تلاشهاى خود را براى بدست آوردن مجدد پادشاهى از دسترفته انجام داده و بر اثر حملات تازيان به قتل رسيده است . تا آنجاكه مورخان و جغرافىنويسان دوران اسلامى اشاره كردهاند آب رودخانهء مرغاب در اين ناحيه تقسيم مىشده و شايد به همين دليل حاكم اينجا يكى از نيرومندترين اميران ناحيهء مرو بشمار مىرفته است 4 . نام اين شهرك به صورتهاى زرق ، رزق 5 و رزيق 6 و نام آسياب آن به صورتها زرق و رزّق و نام رودخانهء آن به صورتها زريق ، زربق 7 و رزيق 8 و بالاخره زريق آمده است : « آب زريق به خراسان آن را مرغاب نيز خوانند و اصلش مرو آب است و بعضى گفتهاند كه منبع اين آب را مرغاب خوانند و بدان سبب كه در ديه زريق مقاسمه كنند آن آب را آب زريق خوانند از كوههاى مرغاب و بادغيس بر مىخيزد » 9 . استخرى از اين شهرك در فهرست شهركهاى تابعهء مرو نام نمىبرد اما جايى كه آبراهههاى چهارگانهء شهر مرو را تشريح مىكند به نام زريق ( رزيق ) هم اشاره دارد و سپس مىنويسد كه « ديه زرق » محل تقسيم آب شهر مرو است 10 براساس نوشتههاى استخرى به نظر مىرسد زرق روستاى كوچك يا شهركى جدا از مرو نبوده بلكه بخشى از اين شهر يا در حقيقت محلهاى از آن بشمار مىرفته است . اما اين نظر با آنچه لسترنج بيان مىكند تفاوت فاحشى دارد .