مىشده ، مثلا خراسان يا ما وراء النهر ، علت انتخاب نام سنجان براى اين دروازه چندان روشن نيست . براساس شواهد موجود تاريخى و جغرافيايى موجود مىدانيم مثلا شهر مرورود كه مهمتر از روستاى سنجان بوده است 104 و در همان جهت جغرافيايى نيز واقع شده بوده ، و بنابراين معلوم نيست چرا اين دروازه با نام مرورود خوانده نشده است ؟ هرچند دروازهء ديگرى در روى ربض شهر با نام مرورود وجود داشته است 105 .
شايد نام اين دروازه به خاطر وجود روستاى سنگان يا سنجان در مشرق شهر مرو كه اين دروازه به سوى آن باز مىشده به آن داده شده بوده است 106 . در هرصورت محل اين دروازه در روى ديوار شرقى شهر و نه چنان كه لسترنج مىنويسد در جنوب شرقى آن بوده است 107 .
با تطابق دروازه سنجان با دروازهء شرقى شهر مرو ، در تطبيق دروازهء جنوب شرقى شهر و درپى آن در بالين كه لسترنج آن را در شمال غربى دانسته است مشكل پيش مىآيد 108 . ديوارهء شمال غربى بر خلاف نظر لسترنج اصلا دروازهاى نداشته است . در اين مورد نيز بايد به مراكز شهرى و تمدنى نزديك يا بر سر راه اين دروازه توجه كرد .
استخرى دروازه بالين ؛ يعنى دروازهء جنوبى يا جنوب شرقى شهر را « بر » خوانده است 109 . لسترنج به اشتباه محل اين دروازه را در شمال غربى شهر دانسته است 110 ؛ يعنى دقيقا در جهت معكوس جاى واقعى دروازه كه چنان كه خواهيم ديد در جنوب يا جنوب شرقى ديوار شهر و در روبهروى راه مالين يا مالن 111 قرار داشته است . چنانكه گفتيم ، اين دروازه در نسخهء فارسى سدههاى پنجم و ششم استخرى با نام بر خوانده شده است . اين احتمال وجود داردكه نساخان متن فارسى استخرى ، بين حروف م و ب اختلاط كرده و مالن يا مالين را بالن يا بالين خوانده و نوشته باشند و درپى آن اشتباه ديگرى رخ داده باشد و بالن تبديل به « بر » شده باشد . اين امكان وجود دارد كه ابن حوقل و مقدسى از كتاب استخرى كه منبع اين دومى هم جيهانى و ابو زيد بلخى بوده است ، استفاده بسيار بردهاند . ديگر اينكه ، مأخذ و منبع اصلىتر يا نسخهء صحيحترى از كتابهاى جيهانى يا ابو زيد را در دست داشتهاند و به همين سبب تنها اشتباه اوليه ؛ يعنى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٩٩