از آنان بعدها با اتخاذ روشهاى تازهترى به اسلام و آيين نو گرويدند تا با سهولت بيشترى در اين سرزمينها نفوذ كنند و با اتخاذ اينروش جديد توانستند آثار تمدن و فرهنگ ايرانى را در اين مناطق تقريبا به كلى ريشهكن كنند ؛ چنان كه امروزه در بسيارى از اين نقاط نه تنها از تمدن مادر ايرانى خبرى نيست بلكه برعكس هرگونه اشاره به اين فرهنگ و تمدن با عكسالعملهاى خشونتبارى مواجه مىگردد 79 .
شهر ساسانى مرو به آرامى و به تدريج ، تبديل به شهرى با خصوصيات اسلامى شد .
در اين تغيير و تبديل ، شهر به سوى مغرب و جايى كه با نام سلطان معروف سلجوقى ؛ يعنى سلطان سنجر و به اسم سلطان قلعه شناخته مىشود ، كشيده شده است ؛ درحالىكه شهر قديمى يا قلعه گبرى تبديل به مركز صنعتى شهرستان شده بود 80 . وجود كاخها و بناهاى متعدد گواه آنند كه با وجود جابهجايى شهر ساسانى از محل قديم خود به سوى بخشهايى كه امروزه با نام سلطان قلعه خوانده مىشود ، هنوز شهر قديمى از اعتبار خاصى برخوردار بوده است 81 . بقاياى ساختمانهاى خشتى بزرگ و اشياى منقولى چون سفال يا سكهها هنوز در ارك قلعه يافته مىشوند كه مربوط به دوران تبديل و تحول شهر ساسانى به شهر اسلامى مرو هستند 82 . سلطانقلعه كه در زمان ساسانيان جزو حومهء شهر شناخته مىشده است ، در سدهء نهم ميلادى گسترش يافته و در دوران سلجوقيان به خصوص سدهء يازدهم ميلادى بسيار پرجمعيت و وسيع شده بوده است .
شهر مرو داراى برخى از خصوصيتهاى مشترك موجود در شهرهاى ايرانى نيز بوده است . اين ويژگىهاى مشترك در پنج زمينه ديده مىشود كه عبارتند از بخش دفاعى شهركه شامل ديوار و برجها مىشده و سپس ارك يا قلعه و بعد شارستان يا شهرستان ( مدينه ) كه خود به دو بخش شهرستان داخلى يا درونى و شهرستان خارجى يا بيرونى ( ربض ) تقسيم مىشده است . در مرو ، ربض يا شهرستان خارجى ، شهرستان داخلى ( مدينه ) را دربرمىگرفته و خود داراى بخشهاى گوناگونى چون بازار ، محلهء صنعتگران ، كاروانسرا ، مسجد و نيز محلهء اشراف بوده است . گسترش معمارى و پيشرفت مرو سلجوقى و اسلامى را مىتوان از روى بناى رفيع مقبرهء سلطان سنجر و
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٩٥