لسترنج به نظر درست مىآيد ، زيرا نمونههاى بىشمارى از تبديل گ فارسى به ج ديده شده ، ساير نويسندگان مانند ياقوت 57 يا مقدسى 58 مىنويسند كه شاهجان به معناى « جان شاه » است . در حقيقت خواهيم ديد كه مرو حداقل از دوران ساسانى به بعد ، همواره يكى از نقاط بسيار مهم نظامى و دفاعى حكومتهاى مختلف ايران در دفاع در مقابل بيابانگردان بوده است 59 و همين موقعيت را در دوران اسلامى ، چه در زمان خلافت و چه در دورههاى بعد از آن حفظ كرد 60 . با توجه به اهميت مرو در دفاع از فلات ايران ، به نظر مىآيد كه تفسيرهاى ياقوت و مقدسى نسبت به آنچه لسترنج اظهار مىدارد ، از اعتبار بيشترى برخوردار باشد و شهر از چنان اهميتى برخوردار بوده است كه آن را « جان شاه » ، كه به اعتبارى به آن وابسته بود ، بخوانند . يك منبع دوران بسيار جديد ؛ يعنى از دوران قاجار اين شهر را ماروكا يا ماروكه مىخواند اما هيچ دليل و توضيح تاريخى يا زبانشناسى براى آن ارائه نمىكند 61 . شكل ديگرى از اين نام را به شكل مرغبلوس 62 در دانشنامه ياقوت در فهرست شهرهاى ساخته شده توسط اسكندر مقدونى مىبينيم كه : « و منها الاسكندريه التى تدعى مرغبلوس و هى مرو » 63 .
4 . بانى و بانيان شهر
نام بانى يا بانيان شهر مرو آميزهاى از داستان و افسانه و حقيقت است . ساختمان شهر از سوى نويسندگان مسلمان ، تحت نفوذ نوشتههاى يونانيان ، به اسكندر مقدونى نسبت داده شده اما طبق سنن مذهبى ايرانى ، مرو بسيار پيشتر از اسكندر وجود داشته است و چنانكه پيشتر نيز يادآورى شد ، نام شهر در ميان فهرست شانزده شهر ( سرزمين ) اهورا آفريده آمده . از سوى ديگر ، طبق اسطورههاى ايرانى نيز همين شهر در زمان كيانيان هم وجود داشته است 64 . بنابراين مرو شهرى قديمى است كه شهر همنام ديگر آن ؛ يعنى مرورود نيز از نظر تاريخى با آن همواره وابستگى داشته است .
از ديدگاه دادههاى باستانشناختى ديديم كه واحهء مرو حداقل از زمان دوران مفرغ آباد بوده و اين شكوفايى در دوران آهن نيز ادامه داشته و بالاخره در زمان هخامنشيان