مطلع بود و طبق همين اطلاعات ناقص و به پيروى از سنت موجود زمانه ، ساختمان آن را به اسكندر و نه آنتيوخوس نسبت داد 76 . لازم به يادآورى است كه زمان حكومت ملك شاه سلجوقى ( 468 / 1072 م ) ديوار ديگرى براى دفاع از آن در مقابل بيابانگردان آسياى مركزى بنا شد : « چون دولت به سلاجقه رسيد چغرى بيگ باز به آنجا آورد و نبيرهاش سلطان ملك شاه مرو را بارو كشيد دورش دوازده هزار و سيصد گام است » 77 . بقاياى اين ديوار امروزه در سلطان قلعه ديده مىشود . در ميان نويسندگانى كه ساختمان شهر را به اسكندر نسبت دادهاند ، نوشتهاى نيز به زبان پهلوى دربارهء جغرافياى ايران و شهرهاى آن وجود دارد . در اين نوشته ساختمان شهر مرو به همراه شهر هرات به اسكندر گجستك نسبت داده شده است 78 .
5 . وضعيت شهرى ، معمارى و محلات داخلى شهر
پس از استقرار مسلمانان ، براى مرويان و شهرها و شهركهاى اطراف آن دوره آرامش و سازندگى آغاز شد . مردم شهر آرام آرام با ضوابط آيين تازه خو گرفته و سنتهاى فاتحان را فراگرفتند ، اما ساختار اصلى زندگانى اجتماعى شهر بر روال سابق باقى ماند و حتى مىتوان گفت مانند موارد ديگر تاريخ مردم ايران ، فرهنگ ايرانى بار ديگر غالبان را وادار به پيروى از مغلوبان نمود . آيين تازه نياز به ساختمان و بناى معابد ( مساجد ) جديد داشت ؛ درحالىكه شرايط جديد سياسى و اجتماعى بوجود آمده ، بجز تاسيسات تازه و جديدى چون مسجد و مدرسه و مصلى و جز آن ، نياز به بازسازى راههاى ارتباطى پيشين و ايجاد راههاى جديد بهويژه براى ارتباط با مراكز جديد قدرت نوين ، شام ( دمشق ) و سپس بغداد داشت . اين نيازهاى تازه به آنچه پيشتر وجود داشت ، مانند دژها ، قلعهها و ديوارهاى دفاعى اضافه شده باعث تغييراتى اساسى در ساختار شهرى مرو و شهركهاى اقمارى آن شدند . لازم به يادآورى است كه با پيدايى اسلام در اين بخش از فلات ايران و تغييرات اساسى در ساختار نظامى و سياسى / اجتماعى آن ، بيابانگردان آسياى مركزى نيز در روشهاى هجومى خود تجديدنظر كرده و حتى برخى